مینیاتور
سلامی چو بوی خوش آشنایی
 

زن و شوهر در دو محیط مختلف پرورش یافته و با هم تفاوت دارند. برخی تفاوت‌ها جزئی هستند اما در طولانی مدت اگر به آن‌ها پرداخته نشود، اثر مخرب خود را به جای می‌گذارند و گاه حساسیت‌های بزرگ تولید می‌کنند. در مواجهه با تفاوت‌ها چه بزرگ و چه کوچک، هر یک از زوجین ناگزیر یکی از این دو گزینه را انتخاب می‌کند: تفاوت را می‌پذیرد و سازگاری نشان می‌دهد به عبارتی خود تغییر می‌کند تا این تفاوت آزاردهنده نباشد؛ یا تفاوت را نمی‌پذیرد و سعی در تغییر طرف مقابل دارد.


بسیاری اوقات افراد سازگاری‌هایی با محیط یا همکاران و دوستان خود دارند اما در زندگی مشترک تفاوتی وجود دارد و آن اینکه در طولانی مدت اگر این سازگاری استمرار یابد به یک قانون در زندگی تبدیل می‌شود و آن اینکه همیشه فرد خاصی باید کوتاه بیاید. پس از سال‌ها کوتاه آمدن ممکن است حس ناخوشایند فناشدگی فرد سازگار را فراگیرد و او را با افسردگی و یا سایر واکنش‌های تلافی جویانه مواجه کند. حتی اگر فردی سازگاری نشان می‌دهد نباید این سازگاری از حد متعارف بیشتر شود زیرا پیامدهای طولانی مدت آن مناسب نیست.
گاهی اوقات افراد سعی در تغییر طرف مقابل می‌کنند. این تلاش وقتی مساله ساز می‌شود که افراد با ماهیت تغییر آشنایی نداشته باشند. تغییر یک هنجار در یک فرد کاری بسیار دشوار است و نیازمند حوصله و صبر بسیار زیادی است و گاه باید سال‌ها تلاش کرد تا تغییری در فرد به وجود آید. افراد بدون آشنایی با این روند با بی حوصلگی و بی صبری و گاه به زور و یا با مقایسه های ناخوشایند می‌خواهند تغییری را به همسر خود تحمیل کنند که نه تنها منجر به هیچ تغییر پایداری نمی‌شود، بلکه عوارض دیگری مانند تغییر در احساسات و ایجاد حس پنهان انتقام جویی و ... را به دنبال می‌آورد.
در مواجهه با هر تفاوتی پیشنهاد می‌شود هر یک از زوجین کمی تعصب را کنار گذاشته و با بررسی منطقی بهترین گزینه را برای تغییر انتخاب کنند. در صورتی که فردی تصمیم می‌گیرد خودش تغییر کند، این تغییر نباید با دلخوری و به طور ظاهری انجام شود زیرا این تسلیم در طولانی مدت عوارض خود را بر جای خواهد گذاشت. باید با یک روال منطقی خود را برای تغییر در رفتارش قانع کند و سپس سازگاری نشان دهد. در این صورت این تغییر، افسردگی ناشی از تسلیم را به شادی ناشی از تحول و رشد به سوی کمال تبدیل می‌کند.
در صورتی که فردی تصمیم به تغییر همسر خود گرفت نباید برای این تغییر عجله کند. باید به همسرش بیشتر نزدیک شود و این تغییر را از درون او ایجاد کند. در روند این تغییر مقایسه‌های ناخوشایند می‌تواند اثر معکوسی به دنبال داشته باشد. تغیراتی که با فشار بر خود یا همسر ایجاد می‌شود در دراز مدت عوارض ناخوشایند خود را نشان می دهد. در ضمن در جریان تغییرِ همسر حرکت متناقضی نباید از او سر بزند. مثلا اگر تصمیم به تغییر رفتار دروغگویی همسرش گرفته است خود باید نمایی از راستگویی به نمایش بگذارد وگرنه تمام برنامه تغییر شکست می خورد. افراد از کسانی یاد می‌گیرند که یا محبتی نسبت به آن‌ها داشته باشند یا آن‌ها را خیلی مقبول بدانند. فردی که می خواهد همسرش را تغییر دهد باید حداقل یکی از این دو گزینه را تامین کند. تامین هر یک از این گزینه‌ها مستلزم زمان و حوصله است اما می‌تواند ضمانت مناسبی برای کیفیت زندگی مشترک باشد. در این صورت رفتارش برای همسرش الگو می‌شود واین تغییر نه با تسلیم و فشار و به طور موقت، بلکه به طور حرکتی به سوی تکامل به صورت تدریجی و پایدار در همسر به وجود می آید. باید توجه داشت که تکلیف تفاوت‌های کوچک زندگی نیز باید مشخص شود زیرا این تفاوت‌های به ظاهر کوچک نیز در زمان طولانی فرسودگی‌های روحی قابل توجهی ایجاد می‌کنند. ضمنا فرد باید به دنبال بهترین گزینه باشد، گزینه آسان هم به تدریج دشواری‌های خود را نشان می‌دهد. یعنی فرد ممکن است به راحتی تسلیم شود و حوصله تغییر نداشته باشد اما در زمان طولانی فرد را با مشکلات پایدار مواجه می‌کند. 

ناهید هاشمیان



موضوع مطلب : زندگی

ارسال شده در: ۱۳٩۱/۱/٥ :: ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ :: توسط : رضا



موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
RSS Feed