مینیاتور
سلامی چو بوی خوش آشنایی
 

منطق روایت چیست؟ انواع راوی در داستان و فیلم چگونه است؟ توضیح راوی های داستانی و تغییر راوی داستان همراه با مثال های مختلف

 


در موارد مناسب زاویه فیلم برداری را می توان به گونه ای بکار بست تا به صورت نمای نقطه نظر یا از دید راوی اشیا را همانگونه که او می بیند تماشا کند.

موضوع نماهای عینی و ذهنی را می توان با مثال مشابهی در ادبیات مقایسه نمود. هنگامی که نویسنده در تغییر بازگویی دیدگاه داستان خویش را از نگاه یک شخصیت داستان می نویسد و سپس به بازگویی دیدگاه شخصیت دیگر می رود و از آن نیز مجدداً به دید گاه اولیه اش باز می گردد، دوربین نیز می تواند روایت را از دید نویسنده ببیند. همچنانکه می تواند از دیدگاه اول شخص و یا دوم شخص روایت نماید اما نکته حائز اهمیت در این تغییر زاویه دید حفظ منطق روایت می باشد. درست همانند داستان تبدیل موقعیت روایت کننده باید مطابق با ضرورت نمایشی فیلم دقیقاً توسط کسی ادا شود که الزاماً تداوم داستان را بر عهده دارد و در صورت نیاز رشته کلام مجددا به دست کسی که داستان را به جلو میبرد باز گردد.


در نمایش، روایتگر حذف می شود اما در قصه همیشه یک نفر هست که باید قصه ای را برای ما تعریف کند. در این حالت روایتگر داخل قصه هست و در آن زندگی می کند و اصطلاحاً به آن Interal Point of view می گویند. مانند داستان بوف کور اثر صادق هدایت یا بیگانه اثر آلبر کامو.

یا اینکه از خارج به قضیه نگاه می کند که اصطلاحاً به آن P.O.V OMNISCIENT می گویند. مانند رمان جنایت و مکافات اثر داستایوفسکی یا بینوایان اثر ویکتور هوگو و کلیدر اثر محمود دولت آبادی.
در این حالت راوی کسی است که همه چیز را میداند. به این نوع روایتگر که می داند در دل هر کس چه می گذرد دانای کل گویند. این دانای کل گاهی تفسیر نیز میکند. در برخی از داستانها مانند سووشون اثر سیمین دانشور، دانای کل وجود دارد و در لحظات بعد شخصیتهای دیگری وارد می شوند و دانای کل به یکی از شخصیتها تبدیل می شود.

بسیاری از اوقات شخصیت اصلی قصه (PROTAGONIST) به عنوان روایتگر نمایشنامه وجود دارد مثلآ سرگذشت نامه ها گاهی شخصیت های فرعی قصه را روایت میکنند MINOR CHARACTER NARATOR. مثلآ خشم و هیاهو اثر فالکنر.

در نوعی دیگر از داستانها تکه های مختلف قصه توسط چند نفر روایت می شود مانند داستان شازده احتجاب اثر هوشنگ گلشیری.

بنابراین فیلم را در آن واحد تنها یک نفر می تواند روایت کند:

•اول شخص، کسی که قصه را از دید خودش نقل می کند و در این حالت او می تواند فاعل مفعول و یا ناظر باشد.
•دوم شخص، یکی از افرادی که درگیر ماجرا می باشد، فاعل و یا عامل رفتار و کردار است یا یکی از ارکان آن می باشد.
•سوم شخص، نگاه دانای کل و کسی که ناظر اعمال رفتار و کردار دیگران است، یا کارگردان.

حال همانند داستان اولاً روال تعریف واقعه باید بر اساس دیده های یکی از این سه شخص انجام شود، ثانیآ تغییر روایت از یکی در میان این سه تن به دیگری باید بر اساس منطق تغییر راوی ـ کسی که داستان از چشم او روایت می شود ـ صورت پذیرد. تماشاگر باید در هر لحظه که تصاویر منعکس شده بر روی پرده و در مقابل دیدگانش توسط کدامیک از این افراد معرفی می شوند، ثالثآ تغییر روایتگر باید بر طبق نیاز و همگام با تغییر راوی صورت گیرد به طور مثال هنگامیکه راوی اول شخص است نمایش نهایی از دید دوم شخص رشته تداوم روایت را پاره می کند و این مسئله موجب اغتشاش در بیان می گردد.



موضوع مطلب : فیلمنامه نویسی

ارسال شده در: ۱۳۸۸/۱٠/۱۱ :: ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ :: توسط : رضا



موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
RSS Feed