مینیاتور
سلامی چو بوی خوش آشنایی
 

۱- یکی از دلایل توفیق جنبش موننتاژ شوروی که در سال ۱۹۲۵ پا گرفت این بود که تعدادی از فیلم هایی که به این روش ساخته شدند توانستند در خارج از کشور فروش خوبی بکنند.

 

۲- در سالهای ۱۹۲۰ـ ۱۹۱۹ تعدادی معدودی فیلم در شوروی ساخته شد. بیشتر این فیلمها هم فیلم های خبری یا آگیتکی بودند، یعنی فیلمهای کوتاهی که به قصد تبلیغات سیاسی ساخته می شدند و دارای پیام ساده ای به نفع حکومت شوروری بودند.


۳- جلوه کولشوف بر اساس حذف نمای معرف و هدایت تماشاگر به سمتی است که خود از روی نماهایی که از عناصر گوناگون صحنه تداوم زمانی و مکانی را استنباط کند. تجربه های کولشوف معمولاً بر اصل تطابق جهت نگاه استوار بودند.

 

۴- جنبش مونتاژ شوروری در سینما پیوند نزدیکی با کنستراکتیویسم قرار داشت.

 

۵- پیشینه کنستراکتیویسم با وجود اهداف رادیکالش به دوره پیش از انقلاب برمی گشت. تاثیرات کوبیسم فرانسوی و فوتوریسم ایتالیایی در روسیه با هم در آمیختند و جنبشی را به وجود آوردند که کوبوـ فوتوریسم خوانده می شد و به حملاتی همه جانبه و تند به همه شکلهای هنری سنتی دست زد.

 

۶- جنبش کنستراکتیویسم در سال ۱۹۲۰ به وجود آمد. از دید هنرمند کنستراکتیویست هنر ناگزیر کارکردی اجتماعی دارد. هنر، برخلاف بیشتر دیدگاههای سده نوزدهم، نه موضوع تامل عافانه است و نه سرچشمه حقیقتی متعالی.هنرمند پیشگو نیست که چیزی به او الهام شده باشد؛ بلکه صنعتکاری ماهر است که از ماده خامی که رسانه در اختیار او می گذارد برای خلق کار هنری استفاده می کند. چه بسا هنرمندان را با مهندسان مقایسه می کردند که ابزار و رویکردی عقلانی و حتی علمی به کار می گیرند.

 

۷- کنستراکتیویست ها بر این نکته تاکید می کردند که کار هنری از بر هم سوار کردن اجزاء ساخته می شود. این فرآیند سر هم سوار کردن گاهی مونتاژ نامیده می شد. این گونه تشبیه کار هنری به ماشین به نظر مثبتی نگریسته می شد. چون جامعه شوروری تمام قوای خود را بر افزایش تولید صنعتی متمرکز کرده بود و چون کمونیسم بر ارزش و اعتبار کار انسان تاکید می کرد،کارخانه و ماشین به نمادهای جامعه نوین تبدیل شدند.



موضوع مطلب : سینما

ارسال شده در: ۱۳۸۸/۱٠/۱٢ :: ۳:٥٧ ‎ب.ظ :: توسط : رضا



موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
RSS Feed