مینیاتور
سلامی چو بوی خوش آشنایی
 


تا سال 1908 سینما از یک تجارت نه چندان مطمئن به صنعتی ماندگار تبدیل شده بود ، هر چند هنوز بلوغ کامل نیافته بود. در این سال تنها در امریکا 10000 تالار نیکل ادئون وجود داشت ، بین بیش از صد شرکت تبادل فیلم صورت می گرفت و در هر هفته هر کارگردان حداقل یک فیلم می ساخت...

تازگی این وسیله تا آنجا بود که تقریبا هر چیزی توسط استودیوها تولید می شد ( بدون توجه به کیفیت و محتوا ) توسط شبکه پخش جهانی فیلم بلعیده می شد. صنعت سینما تا این دوره تنها بر سرعت و کمیت در تولید فیلم توجه داشت و به تجربه های خلاق چندان بها نمی داد و در جستجوی آن بود تا با تقسیم کار همراه با جزئیات دقیق به افزایش تولید برسد ( از همین رو در این سال ها تنها چند فیلم ارزشمند ساخته شد که می توانست بر حیثیت فرهنگی این رسانه جدید بیفزاید. علت این امر هم همان مسئله اقتصادی بود زیرا همه فیلم ها خواه هنرمندانه و خواه معمولی بر حسب فوت فروخته می شدند). این فرایند صنعت فیلم را با دیگر موسسات سرمایه داری هماهنگ ساخت. 


فیلم سازی در آغاز کاری جمعی بود ، اما تقسیم کار در آن وجود نداشت. ظهور فردی به نام کارگردان با پیدایش دیگر متخصصان ، از جمله فیلم نامه نویس و متصدی وسایل صحنه و جامه دار ، همراه بود. این افراد همگی تحت نظر کارگردان به انجام وظیفه می پرداختند. دیری نگذشت که استودیوهای بزرگ آمریکا هر کدام چند کارگردان را به خدمت گرفتند و برای هر یک بازیگران و متخصصان مشخصی را تعیین کردند و از او خواستند هفته ای یک حلقه فیلم تولید کند. این وضعیت موجب شد که به یک متخصص جدید نیاز پیدا شود و آن تهیه کننده بود. کار این متخصص آن بود که بر کل فرایند فیلم سازی نظارت و میان واحدهای مختلف ان هماهنگی ایجاد کند. به این ترتیب نیاز به سرعت در تولید موجب استخدام افراد بیشترو تقسیم وظایف متنوع تر شده بود. در 1908 ، کارگردانی ، بازیگری ، فیلم برداری ، فیلم نامه نویسی و کارهای لابراتواری هر یک حرفه جداگانه ای محسوب می شد که همه از اعتبار یکسانی برخوردار بودند.

در سال های آغازین ، دنیای تجارت سینمای آمریکا از پشتیبانی قانون و اصول اخلاقی حرفه ای برخوردار نبود. فیلم برداران و نمایش دهندگان ، حقوق سازندگان وسایل فنی را به حساب نمی آوردند ، سرقت و اقتباس از آثار یکدیگر ، یا کپی برداری از هر وسیله ای که پولساز بود مجاز شناخته می شد.
در این دوره رقابت های مالی میان کمپانی های تولید کننده فیلم ، گاه شکلی غیر قانونی پیدا می کرد. با آنکه ادیسون امتیاز انحصاری دوربین تصاویر متحرک را به نام خود ثبت کرده بود ، بسیاری از کمپانی های دیگر در همان دوربین تغییرات اندکی به وجود آوردند و بدون در نظر گرفتن حق امتیاز ، ان را به کار می بردند. همین مسئله موجب شد که تعداد زیادی شکایت و ضد شکایت در داد گاه ها مطرح شود. از طرف دیگر از انجا که هنوز صورت قانونمند این وسیله نو ظهور به خوبی تعریف نشده بود ، حق ثبت تالیف هم از سوی استودیوها رعایت نمی شد و به این ترتیب ، اکثر فیلم ها به مالکیت عمومی در آمده بودند و نسخه برداری غیر قانونی و قاچاق فیلم رواج کامل داشت. آمریکا برای مقابله با رقابت های وحشیانه در این صنعت جوان ، نیاز به یک ضد حمله فشرده و پردامنه داشت تا این رقابت پر هرج و مرج و باری به هر جهت را به سوی تجارتی قانونمند و منصفانه هدایت کند.

جالب ان است که این ضد حمله یا مقابله با زور، توسط حملات دو جبهه کبیر مخالف سینما در آمریکا یعنی تشکیلات مذهبی و حقوق سیاسی صورت گرفت. این دو نهاد تا این تاریخ ، سینما را با تساهل تحمل کرده بودند ، چون آن را به عنوان یک بدعت گذار تصور می کردند ، اما هنگامی که معلوم شد سینما قصد دارد تا به یک نیروی اجتماعی و اقتصادی قدرتمند و ملی تبدیل شود ، انها چهره مهاجم به خود گرفتند. تبلیغاتی که در آن زمان از سوی این دو جبهه بر علیه سینما صورت می گرفت خود گواه این نکته است: « بر نازل ترین احساسات کودکان حکومت می کند» ، « شرارت از ان می بارد » ، « لازم است فورا سرکوب شود » و ...

این واقعیت ، که فیلم هم رسانه ای جمعی برای سرگرم کردن عامه مردم و هم یک شکل هنری بود ، وسیله ای فراتر از زبان که با تصاویر واقعی با انسان ارتباط برقرار می کرد ، موضوع را بسیار پیچیده ساخته بود. در فاصله سال های 1907 تا 1909 در نزد کشیش ها ، تجار و سیاست مداران در سراسر امریکا رسم بود که بر ضد سینما به عنوان فاسد کننده جوانان و رسانه ای ضد اخلاقی ، اعتراض کنند ، اما حقیقت ان است که مسئله بیشتر جنبه اقتصادی داشت تا جنبه اخلاقی و ایدئولوژیک. سینما که یک شبه به یک صنعت بزرگ سرگرمی ساز تبدیل شده بود ناگهان درامد کلیساها ، کافه ها ، تئاترهای وودویل و... را تهدید می کرد. به همین خاطر نهاد های مختلف با توجه به منافع خوددر برابر سینما موضع می گرفتند. این اعتراض ها و سنگ اندازی ها ، همچنین مشکلاتی که سینما در درون خود داشت همگی مانع از ان می شدند که سینما بتواند مسیر خود را به درستی طی کند ، همین مسئله کمپانی ها ی بزرگ را بر ان ساخت تا مانند دیگر صنایع قوانین و مقرراتی برای ان در نظر بگیرند و با شیوه ای قانونمند سینما را به پیش برانند تا به این ترتیب استواری و ماندگاری اش را تضمین کنند.



موضوع مطلب : سینما

ارسال شده در: ۱۳۸۸/۱٠/۱٢ :: ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ :: توسط : رضا



موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
RSS Feed