مینیاتور
سلامی چو بوی خوش آشنایی
 

1- وقتی اثری را ساختید و به تماشا گذاشتید، بدانید که بر مبنای قاعده هرمنوتیک و تئوری مرگ مولف، دیگر خیلی صاحب اثر خود نیستید، به مصداق هر کسی از ظن خود شد یار من با ده ها تحلیل از جانب مخاطبان اثر خویش روبه رو خواهید شد که ممکن است هیچ ربطی به شما نداشته باشد؛ بنابراین نصیحت من به شما این است که خیلی در مقام توضیح مافی ضمیر خود از ساخت یک اثر برنیایید؛ چون مخاطب اثر شما خواه ناخواه برداشت های ویژه خود را می کند؛ تاویل ها و تفاسیری که بیش از آنکه ربطی به تجربه زیسته مولف داشته باشد، با تجارب زیسته و باورهای عقلی و عاطفی مخاطب اثر شما مرتبط است.


2-  من هم مثل شما معتقدم عقل و منطق انسان ها خیلی جاها چیز خیلی خوبی است، اما گاه درقلمرو خلق یک اثر هنری بهتر است خود را بی محابا به آغوش احساسات و عواطف و ضمیر ناخودآگاه خویش درافکنید و هرگز از یاد نبرید که در کنار برخوردی از عوالم شهودی و شخصی سه مرجع الهام بخش مهم دیگر در اختیار شماست؛ کودکان، عاشقان و دیوانگان،


3- مخاطب تلویزیونی از حیث ضریب تمرکز در هنگام دیدن یک اثر نمایشی، با مخاطب یک اثر سینمایی، در سالن سینما تفاوت بسیار دارد. ده ها متغیر غیرقابل کنترل در فضای زندگی مخاطب تلویزیونی وجود دارد که هر لحظه ممکن است باعث گسستن تمرکز او از تماشای کار تلویزیونی شما شود؛ بنابراین برخلاف یک اثر سینمایی که در آن اصل بر گزیده گویی و ایجاز است، در یک اثر تلویزیونی و در چارچوب نقطه عطف های آن اثر بهره گیری از تمهیداتی چون تکرار، تاکید و برجسته سازی اهمیت زیادی دارد. علاوه بر اینکه ماجرای دکوپاژ و کادربندی، ریتم و ضرباهنگ، آن هم در یک قاب تلویزیونی که ده ها بار کوچک تر از پرده سینما است، با دکوپاژ و قاب بندی در یک اثر سینمایی تفاوت های زیبایی شناسی آشکاری دارد.


4- بدا به حال هر کارگردانی که بخواهد در مقایسه دو رسانه سینما و تلویزیون، سینما را سخت تر و تلویزیون را سهل تر تلقی کند و بیشتر بدا به حال هر کارگردانی که گمان کند تلویزیون در مقایسه با سینما، حکم زنگ تفریحی را دارد که می توان آن را ساده برگزار کرد و از کنار آن گذشت و خیلی برای آن مایه گذاشت؛ که حکایت این گروه کارگردان ها، حکایت عبرت آمیز حاج یونس فتوحی خواهد شد در «میوه ممنوعه» و بر باد رفتن آن آبروی مختصر.


5- در ساخت یک اثر تلویزیونی، سعی کنید از مشاوره همه افراد گروهتان (تا حتی راننده و آبدارچی گروه هم) غافل نباشید؛ به همه پیشنهادها با دقت گوش بدهید، اما تصمیم نهایی را خودتان بگیرید و در اجرای بی کم و کاست آن تصمیم ذره یی تردید به خود راه ندهید؛ از شکست نهراسید زیرا تنها آن کس که گم می شود، موفق به یافتن راه های جدیدی خواهد شد.


6- در روزهای تولید و ساخت اثر، بهترین رفیق شما سکوت و تنهایی و خلوتی است که در فاصله میان تصویربرداری دو سکانس یا در وقت صبحانه یا ناهار و شام و خلاصه در اندک ساعات استراحت نصیب شما می شود. قرار نیست شما مطابق میل دیگران رفتار کنید. بالعکس این سایر افراد گروه هستند که باید فضایی را فراهم کنند تا شما با بیشترین ضریب خلاقیت و آفرینندگی کار خود را انجام دهید. صد البته از بابت فراهم شدن چنین فضایی باید قدرشناس یکایک افراد گروهتان باشید.


7- کار و تلاش جدی برای پیشبرد تولید یک اثر جای خود، شوخی و خنده، تفریح و مزاح و مطایبه هم جای خود، در طول ساخت یک اثر به صمیمی ترین افراد خود اجازه ندهید این دو قلمرو متفاوت را به نحوی با یکدیگر مخلوط کنند که دیگر نه از تاک نشانی بماند و نه از تاک نشان زیرا نظم و انضباط مستمر پیش شرط موفقیتی است که شما و گروهتان در پی آن هستید.


8- همواره بر مبنای قاعده و تحلیل مشخص از شرایط مشخص، کار خود را پیش ببرید. توجه به این قاعده، انعطافی به شما می بخشد که گاه در شیوه بازی گرفتن از بازیگران، نحوه دکوپاژ، انتخاب لوکیشن، نحوه زمانبندی و محدودیت امکانات، نجات بخش فعالیت شما از چاله و چاه یک بحران بزرگ خواهد بود.


9- هر چقدر روابط میان اعضای گروه در عین جدیت در کار، دوستانه تر و صمیمانه تر باشد، کار شما با سهولت بیشتر و مشکلات کمتر پیش می رود؛ بنابراین از همکاری با کسانی که باعث بروز نفاق، تنش، اختلاف و چنددستگی میان افراد گروه می شوند، حتی الامکان پرهیز کنید.


10- هر گاه مشکلات و دشواری های کار طاقت شما را طاق می کند، به یاد بیاورید آن جمله معروف فیلسوف آلمانی نیچه را؛ «آن کس که در زندگی چرایی دارد، با هر چگونه یی خواهد ساخت.» و هر گاه که به دلیل پافشاری بر سر آنچه درست می دانید، منزوی و تنهایتان می گذارند، به یاد بیاورید آن جمله آرامش بخش مرحوم شریعتی را؛ «اگر تنهاترین تنها شوم، باز خدا هست، او جایگزین همه نداشتن های من است.»اگر انگیزه و هدف شما از ساخت یک اثر نمایشی مبتنی بر درد و دغدغه یی عمیق و ریشه دار باشد، مطمئناً همه سختی ها و دشواری های کار را تاب خواهید آورد. پس به نام خداوند حقیقت و خیر و زیبایی، به پیش.



موضوع مطلب : کارگردانی

ارسال شده در: ۱۳۸۸/۱٠/۱۳ :: ۳:۱٧ ‎ق.ظ :: توسط : رضا



موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
RSS Feed