مینیاتور
سلامی چو بوی خوش آشنایی
 

  برخی اعتقاد دارند که مصاحبه کردن کار بسیار آسانی است ، و چیزی نیست جز یک گفت و گوی دو نفره زنده که خوب پرداخته شده است ، در این بین یک نفر از شرکت کننده ها در مصاحبه کمتر از دیگری حرف می زند ، و گفته های دیگری را می شنود. مصاحبه گرفتن به عنوان یک شغل ، نه تنها باعث می شود تا انسان از نظر حرفه ای اقناع شود ، بلکه لذتی شخصی و فردی را نیز موجب می شود؛ چون مصاحبه گرفتن به انسان انبوهی از معلومات در مورد مسائل مختلف می دهد. وی را به شناخت بیشتر و بهتر مردمان رهنمون می نماید و علاوه بر آن سبب می شود تا شخص، خود را نیز در تعامل با جهان بشناسد.

"واژه  Interviewترجمه لفظ به لفظ کلمه فرانسوی  Entrevue است؛ آمریکاییها این ژانر را توسعه دادند و سپس کلمه Interview و فعل آنInterview To رواج عام یافت. روزنامه نگاران در کشورهای فرانسوی زبان ، این ژانر را به وام گرفتند و از آن استفاده کردند. همچنین از واژهInterview نیز استفاده کردند و رفته رفته معنایی فنی و امروزی به آن بخشیدند." (سووه، کلود، ص36).


 

مصاحبه یک شیوه بیانی است برای کسی که نقشی اجتماعی بر عهده دارد. تلویزیون ار تلفن به عنوان سخن گاهی مناسب بهره می گیرد و به خوبی خود را با تواناییها و امکانات و همچنین کاستیها و آن وفق داده است و با استفاده از این وسیله بیننده ها از شیوه پرسش و پاسخ به خوبی در برنامه ها استفاده می کنند. از این گذشته از مصاحبه در همه نوع برنامه سازی استفاده می شود؛  مجله، برنامه های مستند ، گزارشهای ورزشی و... . استفاده از این شکل ارتباط و مکالمه دیگر گریز ناپذیر است. این نکته را بپذیریم که همه ما واقعیتهای مهم زندگی و دوران خود را از راه پرسش و پاسخ با شخصی دیگر دریافت کرده ایم؛ این نکته قدرت و تاثیری به مصاحبه کننده می بخشد. بدین ترتیب مصاحبه به رسمی ارتباطی بدل شده است که اهداف گوناگونی را دنبال می کند.

 

نقش و شغل مصاحبه کننده

" اصطلاح مصاحبه کننده، به ویژه در رادیو وتلویزیون تنها مبین نقش لحظه ای نیست که منحصر به زمانی باشد که مصاحبه انحام می شود. هر فرد در نقش مصاحبه کننده ممکن است محبوبیتی داشته باشد ، مشروط به اینکه نقش خود را ( یعنی رساننده ماجرای وقایع به عموم  مخاطبان) به خوبی بازی کند و فراموش نکند که مخاطب او در مورد مصاحبه شونده ها چه چیزهایی را دوست دارد، بداند. همچنین باید بداند که در رساندن وقایع به گوش مخاطبان نقش خنثی دارد ( یعنی عقاید و احساسات خود را دخالتی ندهد)، تا موجب وارد شدن شوک بر جمعی از مخاطبان خود نشود. بالاخره او باید سرسخت و یک دنده باشد و برای دانستن همه چیز در مورد مهمان خویش اصرار بر پرسیدن سوالات داشته باشد و نگذارد که مصاحبه شونده تنها در مورد مسائلی مشترک و کلی سخن بگوید و نیز نباید اجازه دهد که مصاحبه شونده رشته کلام را به دست گیرد و هر چه خواست بگوید، بلکه باید در برابر گفته های او واکنش نشان دهد. واکنش های او باید روزنامه نگارانه یعنی چالش برانگیز باشد، قصورات را یادآوری کند ، دروغ ها رابر ملا سازد . مصاحبه گر نباید فراموش کند که نه قانون گذار است و نه حامی یتیمان و پیر زنان . پیشه او بسیار فروتنانه و جایگاهش سخت دلپذیر است."( سووه،کلود،ص40 و41).

 

 در یک مصاحبه ، نقش ها به نحوی دیگر تعریف شده اند ، مصاحبه کننده می کوشد مصاحبه شونده را به مصاحبه وادارد و از او پاسخ هایی برای پرسشهای خود بگیرد. مصاحبه کننده هنگام بر عهده گرفتن این نقش باید فاصله ای راحفظ کند و در برابر پیام دریافتی حالتی خنثی داشته باشد .  برای رسیدن به این مرحله او باید رمزها را بشناسد ، چه آنهایی را که دریافت می کند و چه آنهایی که می فرستد. روشن است که مصاحبه کننده می خواهد بر جریان ارتباطات مسلط باشد ، موضوعی که در جوامع رسانه ای امروز کاری بس دشوار است ؛«به واقع ، در صحنه مصاحبه، مصاحبه کننده به واقع بازیگر اصلی است، چون می باید کنترل مصاحبه شونده ونیز حرکت موضوع درجریان پرسش وپاسخ را به عهده داشته باشد  به این ترتیب مصاحبه کننده بازیگر کارگردان است. بنابراین او می باید بر سکوتها چیره شود و سکوتها را بشکند. گرچه گفته اند که سکوت حصاری دور حکمت است ونیز گفته اند در سکوت پیامی است که در هیاهو نیست . اما سکوت   می باید صدای، درونی پیام را بیان کند؛ یعنی حرکت کند . هیچکاک می گوید: «سکوت در سینما باید صدا داشته باشد » این گفته بخشی از صورت وضعی میزانسن را در سینما تعریف می کند. یعنی مصاحبه کننده و مصاحبه شونده ،عناصری از میزانسن برای انتقال پیام هستند. حرکت آنها در صحنه ،سکوت ، حرکت ،سکوت،،حرکت وضعی بدن و حرکت وضعی کلام را تبیین می کنند.»  (صدیقی، فریدون،1384،ص106و107)

 

 مسئولین در هنر رسانه خبره و کارآزموده هستند و یاد گرفته اند که چگونه جریان مصاحبه را در دست بگیرند و آن گونه که خودشان می خواهند هدایتش کنند.

 سازنده برنامه های «تاک شو»Talk Show مصاحبه کننده است. Talk Show معمولا به دنبال سرگرم کردن ، پرکردن اوقات با شگفت زده کردن عامه مردم است. به ندرت هم پیش می آید که در یک  «تاک شو» هدف یاد دادن نکته ای تازه در باب واقعه ای متعلق به امروز است. از این نظر، این برنامه با یک مصاحبه نمایشی ( بیشتر سرگرم کردن تا دادن اطلاعات) است و با مصاحبه اطلاعاتی ( که هدفش آگاه کردن است نه سرگرمی) فرق دارد. از این نظر بسیاری از برنامه های تلویزیونی این دو گونه را باهم درمی آمیزند و در آن واحد هم سرگرم کننده هستند و هم اطلاعاتی را به شنونده می دهند. نباید فکر کنیم که یکی از این دو گونه بر یکدیگر ارجحیت دارد بلکه باید این نکته را بدانیم که این دو گونه با هم از نظر هدفی که در پیش می گیرند فرق دارند.

یک نکته نباید فراموش شود: ما فکر می کنیم که یک مصاحبه حاوی اطلاعات می تواند و باید به اندازه کافی جذاب باشد تا آنتن حفظ شود، تا بدین ترتیب بحث مطلع کردن آنان را ازدست ندهیم . در نتیجه ، یک مصاحبه حاوی اطلاعات ، بی بهره از عناصر مشتری جذب کن و سرگرم کننده نیست؛ چنین مصاحبه ای نمی تواند تنها مخاطبان نخبه داشته باشد.

 

مصاحبه کننده و ستاره

 " مصاحبه کنندگان شجاعت را از مشهور بودن و آوازه خود یا شبکه شان نمی گیرند. وقتی یک مجری تلویزیون با یک شخصیت بزرگ جهانی ملاقات می کند ، پرسشهای خود را از زبان جمع مخاطبان می پرسد و از آنجا قوت قلب می گیرد، چون او در جایگاه مردم ایستاده است و به نوعی علایق و دل مشغولیهای این جمع را بازتاب می دهد. این واقعیت را باید در نظر داشته باشیم که همین عامه مخاطبان پشت سر مصاحبه کننده قرار می گیرند و باعث می شوند تا مصاحبه کننده هر پرسشی را بتواند مطرح کند. حتی کسانی که در حالت عادی هیچ توجهی به مجری نمی کنند، برای این، در کنار او می نشیند یا به قولی با او هم زده می شود چون می خواهد با مخاطبان صحبت کند.« در صورتی که قرار است برنامه به طور زنده پخش شود، باید قبل از شروع پخش، زمانی را برای گرم کردن صحبت و آشنایی و برقرار ی ارتباط میان مهمانان و مجری ، اختصاص داد. این فرصت زمانی،مهمانان برنامه را در حالت طبیعی و راحت قرار می دهد و مجری را به شیوه صحبت کردن مهمانان آشنا می سازد که این خود در چگونگی طرح پرسشها موثر است. به ویژه این وضعیت برای تلویزیون مشخص است ؛ از آن رو که در برنامه های تلو یزیون توجه مجری و مهمانان به نوشته هایشان ، مشهود است و موجب قطع ارتباط با مخاطبان می شود؛ بنابراین ، نوشتن پرسشها به صورت فهرستی که شامل تعداد پرسش اصلی و تعدادی پرسش کمکی باشد برای مجری کافی است.»مهرافشا، علی اکبر،1378،ص394                                                                                                          سرشت رسانه طوری است که برخی مصاحبه کنندکان را به ستاره بدیل می کند. کسانی که به جایگاهی نظیر جایگاه ستارگان عالم سینما می رسند نقشها یشان را تغییر می دهند ، شغل حقیقی آنها این بوده است که کسی را به سخن وادارند و در معرض دید قرار  دهند،نه اینکه خود سخن بگویند و دیده شوند. ستاره به شمار رفتن تا حدود زیادی مشکل ساز است. چون هر ستاره ای دور و دست نیافتنی می شود، در حالی که یک مصاحبه کننده تلویزیونی وارد کانونهای خصوصی مردم می شود، با مخاطبهای خود ارتباط تنگاتنگ و معمولی برقرار می کند و در پی آن است که از زبان او پرسشهایی را مطرح کند. در عین حال اگر آن هاله ستاره گون در اطراف او حلقه بندد، نمی تواند فاصله لازم را با ستاره هایی که طرف مصاحبه قرار می گیرند حفظ کند. مهمانان (که خود ستاره هستند) او را همدست خود می پندارند و احساس می کنند که طرف صحبتشان ستاره ای است که حرف دیگر دیگر ستاره ها را می فهمد و بنابراین با سوالات گستاخانه آنان را ناراحت نمی کند. از این نظر خود تلویزیون وضعیتی متناقض به وجود می آورد، این رسانه حتی کسی را که در پی ستاره شدن نیست، هم به ستاره تبدیل می کند. "(سووه،کلود، ص41و42).

   اشخاص در معرض دید و سخنگوها از هر سنخی ، آنقدر در تلویزیون مورد پرسش قرار گرفته اند که دیگر خودشان در امر مصاحبه صاحب تخصص و حرفه ای شده اند. بسیاری از این افرادرسانه ای شده در مدرسه یا در جامعه آموخته اند که برای ارتباط با دیگران (روزنامه نگاران، همکاران ، مشتریان و عموم مردم) پیامهای سنجیده بفرستند. دیگران پس از برخی سرخوردگیها دریافته اند که برای بهبود تصویر رسانه ای خود بهتر است از متخصصان امور  ارتباطات مدد بجویند.



موضوع مطلب : کارگردانی

ارسال شده در: ۱۳۸۸/۱٠/۱٤ :: ٢:٤٦ ‎ق.ظ :: توسط : رضا



موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
RSS Feed