مینیاتور
سلامی چو بوی خوش آشنایی
 

   از گذشته پژوهشگران ارتباط انسانی را فرآیندی می دانستند که حداقل سه عنصر دارد:

١-    فردی که پیام را می فرستد(فرستنده پیام).

٢-    فردی که پیام را دریافت می کند(گیرنده پیام).

٣-    پیامی که بین آن دو رد و بدل می شود(پیام).

 


  «هر چند که این الگو با الگوی مک لوهان که رسانه را در فرآیند دخیل می داند منافات دارد.»(مایرز،گیل،ای و میشله تی،1383،ص34).

  عمل ارتباط می تواند به گو نه های مختلف شکل گیرد و دسته بندیهای مختلفی را می توان  برای  آن شکل داد؛ اما ما در اینجا ، ارتباط را به یک سویه و دو سویه و تعاملی تقسیم می کنیم .

  ارتباط یک سویه به مانند پرتاب یک تیر و کمان به سوی هدف است. در این عمل هدف نشانه گرفته می شود و احتمالا به یکی از حلقه های رنگین صفحه هدف اصابت می کند ولی به نقطه مرکزی آن برخورد نمی کند . اشکالاتی که در این عمل ارتباط می توان متصور شد:

1-  «اندیشه فرد تیر انداز است که تصور می کند اگر چشم و بازوها هماهنگی بیشتری می داشتند تیر مستقیما به هدف برخورد می کرد و همه چیز به نفع او تمام می شد.»(مایرز،گیل ،ای ومیشله ،تی،1383،ص35).

2-    «براساس نظریه تزریقی، پیام را می توان به نحوی تجویز کرد که بتوان در قلب و ذهن افراد نفوذ کند و آن رفتار که مورد نظر است را در مخاطبان به وجود آورد. در بین عناصر ارتباط تکیه بر پیام است. مخاطب منفعل است و فرستنده همه کاره است. به عبارت دیگر " طرفین در بحث شرکت ندارند."» (مهدیزاده،سید محمد،1381،ص48).

   رسانه های دیگر مثل روزنامه، سینما دچار چنین ارتباطی هستند(رسانه های گرم)؛ اما رسانه تلویزیون(رسانه سرد) توانسته خود را از این ارتباط رهایی بخشد و گیرنده را در امر ارتباط دخیل سازد؛ در این میان برنامه های زنده توانسته بهترین نقش را داشته باشند. در این فرآیند ارتباط، بیننده می تواند با فرستنده پیام ارتباط دو سویه برقرار نماید . ارتباط دو سویه به مسابقه تنیس روی میز شباهت دارد. در این دیدگاه، چیزی گفته می شود و در مقابل پاسخی عرضه می گردد . و این عمل چندین بار در فرآیند ارتباط تکرار می شود. همان طور که در بازی تنیس روی میز توپ به نوبت توسط بازیگران دو  سوی میز رد و بدل می شود و در این دیدگاه نیز افراد به نوبت درگیر به نوبت نقش فرستنده و گیرنده را ایفا می کنند.اگر بخواهیم مثالی برای این ارتباط در برنامه های مورد مطالعه بیاوریم ،  می توانیم «نود» را به عنوان شاهد آورد. در این برنامه ، فرستنده (نود) از مخاطب می خواهد از همان روشی که او برای مخاطب تعیین کرده با او ارتباط برقرار نمایند  و مخاطب باید پاسخی که او (فرستنده) مورد نظرش است را بفرستد تا مخاطب را در فرآیند مسابقه -که اغلب اوقات است- شرکت دهند. در حالی که این اشکال که به این دیدگاه وارد است:

   « محدود به رابطه خطی و مجرد علی و معلولی است. در حالی که در ارتباط میان فردی، ارتباط از نوع تعاملی است نه دو سویه. یعنی ارتباطمان وابسته و یا واکنش به محرکی نیست بلکه برمبنای تعامل و تعادل است  و این که در ارتباط میان فردی نمی توان افراد را به رفت و برگشت توپ در بازی تنیس روی میز ، محرک وپاسخ ، پرتاب و بازتاب ، عمل و عکس العمل ، یکسان دانست.»  (مایرز،گیل، ای و میشله،تی،1383،ص35).

   «در ارتباط تعاملی ، طرفین ارتباط فعال هستند،البته نه به یک اندازه. این امکان برای طرفین درگیر  در ارتباط میان فردی بیشتر ، و برای گیرندگان پیام در ارتباط جمعی کمتر است. هر دو طرف ارتباط در یک تعامل کارکردی قرار دارند و این تعامل نیازی را مرتفع می کند که مایه خرسندی می شود و کم وبیش اطلاعاتی بین آن دو مبادله می شود. » (مایرز،گیل، ای و میشله،تی،1383،ص37 و 38).

منابع:

1-  مایرز،گیل،ای و میشله ،تی، پویایی ارتباطات انسانی، ترجمه: حوا صابر آملی،تهران ، دانشکده صدا وسیما،1383.

2-   مهدیزاده، سید محمد ،جزوه درس نظریه های ارتباط جمعی،تهران، دانشگاه علامه طباطبایی(دانشکده علوم ارتباطات)،1381



موضوع مطلب : کارگردانی

ارسال شده در: ۱۳۸۸/۱٠/۱٤ :: ۳:٤۳ ‎ق.ظ :: توسط : رضا



موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
RSS Feed