مینیاتور
سلامی چو بوی خوش آشنایی
 

زنده بودن برنامه ها در تلویزیون ، حس مستند بودن برنامه را تقویت می کند.در برنامه زنده یک واقعه ای در حال اتفاق افتادن است  و به هیچ عنوان برنامه ساز دخل و تصرفی در آن واقعه ندارد و احساس خود را شریک نمی کند. این که برنامه ساز شاهد است نه بازیگر به این معنا است به این که در به وجود آوردن آن شریک نیست(در برگزاری یک مراسمی که به طور مستقیم از تلویزیون پخش می شود مانند  برگزاری یک مسابقه فوتبال) یا اگر هم شریک باشد در کنترل نمودن آن نقشی ندارد؛ مثلا در یک برنامه گفتگو محور ، در دعوت مهمانان نقش دارد  و شریک است و تاثیر گذار است اما این که به مهمانان خط دهد و  نظر آنها  را در حمایت از یک جریان خاص مورد نظر خود برگرداند نقشی ندارد.


   اگر بتوانیم ژانر مستند را به مستند محض ، بازسازی، آرشیوی و...تقسیم نماییم با تعریفی که در بالا داشتیم می توانیم برنامه های زنده را برنامه های مستند محض مساوی بدانیم.در مستند محض ، مستند ساز هیچ نقشی در شکل گیری وقایع ندارد و تنها به عنوان شاهد در ماجرا  عمل می کند و به عبارتی دیگر ماجرا به انتظار مستند ساز نمی نشیند تا به مانند فیلمهای داستانی تمام عناصر سازنده فیلم از قبیل نور ، صدا و... را در اختیار خود بگیرد و آنها را کنترل نماید و بعضی از عوامل به گونه ای است  که کنترل نمودن انها از حوزه اختیارات مستند ساز خارج هستند. این شباهت در برنامه زنده هم تا حدودی وجود دارد.یعنی تکنیکی که در این ژانر تلویزیونی به کار می رود تکنیک مستند است هر چند که این نوع برنامه ها از برنامه های مستند سرگرم کننده تر هستند. در برنامه زنده می توان با یک پیش تولید قوی و منسجم ، بعضی از عناصری که در ساخت برنامه به کار  می رود را تحت کنترل خود در آورد ،زیرا عملا برنامه های زنده – به غیر از گزارشهای خبری- با سه دوربین و یا بیشتر ضبط و پخش می شوند و این امر باعث می شود تا تیم تولید ساعاتی قبل از شروع برنامه در محل حاضر  شوند و عناصر مختلفی چون نور، صدا و ... را تحت کنترل خود داشته باشند وآماده باشند. مثلا در یک مسابقه  فوتبال در یک ورزشگاه ، تیم برنامه سازساعاتی قبل از شروع برنامه آماده هستند تا این مسابقه را به صورت زنده تقدیم علاقه مندان نمایند؛ وعوامل سعی می کنند بهترین نقطه را برای استقرار دوربینها و میکروفنها و عوامل خود تعیین کنند تا هر چه بهتر مسابقه را ضبط نمایند اما با شروع مسابقه دیگر گروه برنامه ساز  نمی تواند در به کنترل گرفتن مسابقه کاری انجام دهد مثلادر اواسط مسابقه اگر دوربینی از کار بیفتد گروه برنامه ساز  نمی تواند به بازیکنان دستور دهد که بازی را متوقف کنند تا آنها آن دوربین را تعویض نمایند واین مسیر مسابقه فوتبال است که تیم برنامه ساز را باخود همراه می نماید. به بیان دیگر گروه برنامه ساز تا شروع مسابقه تمام عوامل را می تواند کنترل نماید اما با شروع مسابقه و برنامه دیگر نمی تواند کنترلی بر برنامه داشته باشد و به همان ترتیب این ماجرا است که آنها را با خود می برد  نه آنها ماجرا را. و بدین ترتیب دمکراسی در تلویزیون به وسیله مستند آغاز شده است نه با مشارکت بیننده در سراسر برنامه به وسیله ای میل،تلفن و یا نظر سنجی.



موضوع مطلب : کارگردانی

ارسال شده در: ۱۳۸۸/۱٠/۱٤ :: ۳:٢٤ ‎ق.ظ :: توسط : رضا



موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
RSS Feed