مینیاتور
سلامی چو بوی خوش آشنایی
 


همان طور که یک دستور العمل کلی برای درک فیلمها یا تفسیر آنها وجود ندارد ، برای نوشتن یک نقد تاثیر گذار و روشنگر نیز فرمولی نیست. تنها از طریق نوشتن و مدام نوشتن است که می توانید در این راه موفق شوید. اما آن چه که مشخص است ، ما با تحلیل فیلم ها به درک والاتری از آنچه که به ما لذت داده نائل می شویم و امکان آن را می یابیم که آن درک را با دیگران قسمت کنیم ، اگر در این راه موفق شویم ، خود نوشته به ما و به خوانندگان ما لذت خواهد داد.
نکاتی که در زیر بیان شده می تواند شما را برای ورود به عرصه نویسندگی درباره فیلم راهنمایی کند:


• عمده متن هایی که درباره یک فیلم نوشته می شوند تحلیلی هستند. بدین معنی که اگر قصد نوشتن درباره یک فیلم را دارید باید از قوه درک وتحلیل خوبی برخوردار باشید ، یعنی باید بتوانید بخش های مختلف فیلم را بررسی کنید و بین آنها ارتباط بر قرار کنید. این به شما کمک می کند تا بتوانید کارکرد بخش های مختلف را برای رسیدن به هدف نهایی فیلم بیابید و بدین ترتیب به یک نتیجه گیری درست و منصفانه دست یابید و نوشته ای خوب و قابل استناد ارائه دهید. اگر بدانید بسیاری از فیلم ها و فیلم سازان که نامشان در تاریخ سینما ثبت شده تا چه حد مدیون همین نوشته ها و اظهار نظرهای منتقدین و نویسندگان عرصه سینما بوده اند متوجه می شوید در چه راهی قدم گذاشته اید. حال اگر این قدرت را در خود می بینید ، علاقه دارید وحاضرید ملزومات آن را نیز فراهم کنید ... .


• در ابتدا باید بدانید نوشتن درباره فیلم هم مانند نوشتن درباره هر موضوع دیگری نیاز به کسب اطلاعات و آگاهی دارد. گمان نکنید تنها علاقه کافی است. شاید در حال حاضر، سینما تنها چیزی باشد که برای درک و کسب آگاهی درباره جنبه های مختلف آن باید نقبی به همه علوم زد. ادبیات ، سبک های هنری ، تاریخ ، سیاست ، جامعه شناسی ، صنعت ، اقتصاد و ... هریک جایگاه خود را در عالم سینما دارند. از این نکته به راحتی نگذرید ، درست است که عمده تولیدات سینمایی چه در کشور ما و چه در کشورهای دیگر آثار متعارفی هستند اما بسیاری از همین آثار نیز متاثر از برخی جریان ها بوده اند. مثلا وقتی در نوشته ای می خوانید این فیلم یک فیلم « نوار مدرن » است ، ابتدا باید بدانید یک فیلم نوار ( Film- Noir ) واقعا چیست ، چه نشانه هایی دارد تا بتوانید تشخیص دهید این فیلم رگه هایی از فیلم نوار را دارد اما با رویکردی مدرن ( البته این که خود مدرن یعنی چه هم بحث دیگری است ) ، توجه داشته باشید شما به راحتی نمی توانید چنین ادعاهایی را بکنید مگر آنکه حقیقتا دلایل مستدل و قانع کننده داشته باشید که این مستلزم اگاهی درست است. پس در همین ابتدا یک نکته را برای خود روشن کنید: وارد حیطه هایی که درباره آن آگاهی ندارید نشوید. مثلا جنبه های تکنیکی و فنی فیلم به گونه ای است که حتی شما باید خودتان عملا این کارها را کرده باشید , که بتوانید تشخیص دهید که آیا جذابیت بصری این صحنه حاصل کار کارگردان است ، فیلم بردار و یا حتی تدوین گر و یا برای مثال فیلم برداری این فیلم خوب بوده و یا نه خیلی هم ضعیف بوده. پس یک کلک دیگر را هم یاد بگیرید : اگر مثلا فیلم برداری یک فیلم چشمتان را گرفته ولی نمی دانید واقعا نظر شما از دید کارشناسان تا چه حد درست است ، درباره فیلم برداری فیلم بگویید اما احساسات خود را کنترل کنید، واژه هایی که بار معنایی زیادی را به خواننده منتقل می کنند مثل فوق العاده ، عالی ، اسطوره ای و... را به کار نبرید.
اگر بخواهیم این بخش را جمع بندی کنیم :

1) شما در ابتدای راه هستید پس در تجربه های اول اصلا به سراغ فیلم های خاص نروید. سعی کنید به سراغ فیلم های خارجی هم نروید ، بهتر است از تولیدات سینمایی خودمان شروع کنید ، باید توجه داشته باشید بخش زیادی از تولیدات هنری به ویژه سینمایی در هر کشوری متاثر از مناسبات سیاسی و اجتماعی و... آن کشورها هستند و شما ابتدا باید اشراف کامل به این مسائل داشته باشید ( البته با گذشت زمان ، کسب آگاهی و تجربه می توانید پا در همه عرصه ها بگذارید).

2) شما می خواهید اثری مکتوب ارائه دهید و نامتان را در زیر آن حک کنید ، اثری که ممکن است آدم های زیادی آن را بخوانند و رویشان اثر بگذارد ، پس باید اصول اخلاقی را رعایت کنید: سلیقه شخصی شما نباید بیش از حد نوشته تان را تحت تاثیر قرار دهد ، باید نوشته شما منصفانه باشد ، جنبه های منفی را در کنار جنبه های مثبت بررسی کنید ( نقد تنها به معنای ایراد گیری نیست ) و...


• چون در ابتدای راه هستید ، بهتر است با مقاله های استدلالی شروع کنید ، در این صورت شما می خواهید نظر خود را درباره فیلم بیان کنید و با پیش کشیدن استدلالی از آن دفاع کنید. در این حالت شما در طرح ریزی برای نوشتن مقاله سعی خواهید کرد که نظرات و شواهد خود را درون یک فرم خطابه ای قالب ریزی کنید.


• احتمالا انتخاب فیلمی که باید تحلیل شود مشکل بزرگی نخواهد بود. شاید چیزی دارد که شما را جذب خود می کند ، یا شنیده اید که ارزش بررسی دقیق را دارد. کار مشکل تر از آن ، جزئی نگر بودن درباره چیزهایی است که می خواهید درباره آن فیلم بگویید. جذاب ترین یا منقلب کننده ترین چیزی که در ارتباط با این فیلم به ذهن شما رسیده کدام است؟ چه چیزی فیلم را در خور توجه کرده است؟ آیا این فیلم جنبه ای از فیلم سازی را با وضوحی خاص نشان می دهد؟ آیا تاثیر غیر متعارفی روی بیننده می گذارد ؟ آیا معانی ضمنی آن دارای اهمیت ویژه ای هستند؟ و...

img/daneshnameh_up/d/d4/game2.jpg
img/daneshnameh_up/6/6c/game1.jpg
جواب هایی که به این پرسش ها می دهید تز تحلیل شما را تشکیل خواهند داد. تز ، مثل هر نوشتاری عبارت است از آن ادعای محوری که استدلال شما پیش می کشد. تز شما نوعا ادعایی خواهد بود درباره کارکردهای فیلم ، تاثیرات آن یا معانی آن ( یا ترکیبی از این سه جنبه). به عنوان مثال در درباره فیلم بازی ( 1995 – The Game ) تز خود را بر روی نحوه دستیابی فیلم به جنبه های تعلیق و غافل گیری استوار می کنیم و از این پس کار ما اثبات موفق یا ناموفق بودن این جنبه از فیلم است.

وقتی می گوییم تحلیل ، بلافاصله تجزیه آن به اجزای تشکیل دهنده اش به ذهن خطور می کند. تز شما یک ادعای کلی است درباره کارکردها ، تاثیرات یا معانی فیلم. تحلیل شما باید نشان دهد که این کارکردها ، تاثیرات و معانی چطور از کنش و واکنش متقابل اجزای مختلف فیلم ، نتیجه می شوند. مثلا وقتی ادعا می کنید در فیلم بازی تحول شخصیت نیکلاس ون اورتون به خوبی و به شیوه ای جذاب نشان داده شده است می توانید ادعای خود را با تحلیل شخصیت او دریک سوم اول فیلم ، یک سوم میانی و یک سوم پایانی فیلم اثبات کنید.


• در بیشتر موارد ، بهتر است پیش از شروع عملی به نوشتن مقدمات کار را فراهم کنید. می توانید ، فیلم را بخش بندی کنید. حال این بخش بندی می تواند یک بخش بندی کاملا جزئی باشد مانند بخش بندی صحنه به صحنه یا حتی یک بخش بندی دو قسمتی باشد مثلا نیمه اول فیلم و نیمه دوم فیلم. ( بخش بندی های جزئی نگر بسیار مفیدند. این کار باعث می شود که فرم کلی فیلم برای شما آشکار شود و بدین ترتیب خواهید توانست الگوهای تکرار ، تنوع و بسط را که به فیلم کلیت می بخشند پیدا کنید. البته این نوع بخش بندی ممکن است در ابتدا مشکل به نظر برسد و همین طور هم هست و نیاز به تمرین دارد).

بخش دیگری از کارهای مقدماتی یادداشت برداری دقیق از انواع تکنیک های به کار رفته شده در فیلم ( چه تکنیک های روایی ، چه تصویری و...) است. بعد از این که ساختار سازمانی کلی فیلم را شناختید ، می توانید تکنیک های شاخص را شناسایی کنید ، الگوهای به کار گیری تکنیک ها را در سراسر فیلم پیدا کنید و کارکرد آن تکنیک ها را در فیلم معلوم کنید.

اغلب ، نویسندگان تازه کار مطمئن نیستند که چه تکنیک هایی به تز آنها بیشتر مربوط هستند ، گاهی می کوشند که هر صحنه ، قطع یا حتی لباس هنرپیشه را تشریح کنند و خود را با این اطلاعات خفه می کنند. بهترین راه این است که بدانیم ما نمی توانیم همه جزئیات فیلم را بررسی کنیم مگرآنکه قصد داشته باشیم درباره یک فیلم یک کتاب قطور بنویسیم پس بهترین راه این است که خود را گیج نکنیم ، پیشاپیش ببینیم چه تکنیک هایی دارای بیشترین مناسبت ها با تزی که قصد اثباتش را داریم ، هستند. مثلا در فیلم بازی ( با توجه به ادعایی که کردیم ) ، بازیگری مهم است و نیز نوع چیدن صحنه ها یا به اصطلاح فرم روایی داستان. پس به این ترتیب اگر می خواهیم نوشته ای منسجم و قابل قبول تهیه کنیم باید از بین اطلاعاتی که جمع کرده ایم ، برخی را که بیشتر به درد هدف ما می خورند نگه داریم و باقی را با خونسردی کنار بگذاریم.


• حال که شما صاحب تزی شدید ، به فرم کلی فیلم وقوف یافتید و یادداشت هایی راجع به تکنیک های مربوط به تز خود تهیه کردید ، آماده اید که نقد تحلیلی خود را سر و صورت دهید:
به طور کلی اغلب نوشته های استدلالی دارای این ساختار درونی هستند:

مقدمه
اطلاعات زمینه
ارائه تز


بدنه
ارائه دلایلی برای باوراندن تز
شواهد و مثال هایی در اثبات تز

نتیجه گیری
یادآوری تز و بحث درباره دلالت های فراگیر تر آن

در بخش آغازین ، هدف این است که خواننده را به درون استدلالی که ارائه خواهد شد بکشانید ، و تز را در پایان آن ارائه دهید. کوتاهی و بلندی مقدمه به میزان اطلاعات زمینه مورد نیاز بستگی دارد. توجه داشته باشید مقدمه ( اطلاعات زمینه ) بیشتر کلی گویی است. مثلا شما قصد تحلیل یک فیلم جنگی را دارید ، در این جا ممکن است پیش از پرداختن به خود فیلم به جایگاه فیلم های جنگی در سینما بپردازید و در لابه لای همین بحث کلی نکاتی را مطرح کنید که به تز شما درباره آن فیلم خاص بر می گردد و سر انجام تزتان را مطرح کنید.

در بخش بدنه دیگر همه چیز در دست شماست. باید ابتکار به خرج دهید تا بتوانید ادعایتان را به خوبی ثابت کنید ، آوردن مثال هایی از فیلم بسیار به شما کمک خواهد کرد. بدنه تحلیل هر چه پیشتر می رود باید دلایل محکم تر و موشکافانه تر برای باوراندن تز ارائه دهد. توجه کنید ممکن است نکته ای که از نظر شما نقطه قوت فیلم است از نظر کسی دیگر نقطه ضعف فیلم باشد پس تلاش کنید دلایلتان تا جایی که می شود قانع کننده باشد.

و اما در مورد پایان بندی ، پایان بندی فرصتی است برای این که تز را بار دیگر پیش بکشیم ( به ظرافت ، نه با تکرار کلمه به کلمه گفته های قبلی ) و آن را به خواننده یادآوری کنیم. پایان بندی در عین حال فرصتی است که قدری فصاحت ، یک نقل قول موثر ، بخشی از خود فیلم یا ... را به نوشته خود بیفزاییم. به دنبال چیزی باشید که به واسطه آن بتوانید یک پایان بندی جانانه خلق کنید.


• سعی کنید نوشته های منتقدین بزرگ را بخوانید ، شاید آنها بهترین کلاس درس برای شما باشند. البته این به معنی تقلید نیست ، بلکه این کار نوعی الگو برداری است و به شما دید بهتری می دهد و حتی ممکن است ابعاد تازه ای را در این کار برای شما آشکار کند.



موضوع مطلب : فیلمنامه نویسی

ارسال شده در: ۱۳۸۸/۱٠/۱٩ :: ٩:۳۸ ‎ب.ظ :: توسط : رضا



موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
RSS Feed