مینیاتور
سلامی چو بوی خوش آشنایی
 

فن آوری انیمیشن سازی در طی 35000 سال گذشت یعنی از زمان انسان های غار نشین تا به امروز ، تغییرچشم گیری یافته است.
از دیدگاه فنی، شیوه ساخت فیلم های انیمیشن از زمان اختراع میخ چوبی با اختراع دستگاه الکترولیز تغیری نیافته است. در طی هشتاد سال گذشته از شیوه های کم و بیش مشابهی استفاده می شد تا اینکه انیمیشن اسکن ، رنگ آمیزی و ترکیب کامپوتری روی کار آمد. تا همین چند سال پیش هم فیلم های انیمیشن روی کاغذهای استات سلولز تولید می شد.
اما اصول انیمیشن سازی که امروزه با آن کار می کنیم در طی یک دهه و به طور ناگهانی ارتقاء چشمگیری یافت. انیمیشن دهه 1930 تا 1940 در استودیوی والت دیزنی بسیار قابل توجه بود. این دهه انیمیشن را از steamboat willie خام تا fantasia درخشان ارتقاء بخشید.


فانتازیا (fantasia)


هر فیلم انیمیشنی که امروزه ساخته می شود از همان اصول همانندی که در استودیوهای والت دیزنی در دهه 1930 طراحی شده بود، پیروی می کند. حتی نوع فن آوری به کار رفته نیز اهمیت چندانی ندارد. شاید فهم آن بدون توضیح و بیان کامل ، کار دشواری باشد .

اصول چهارده گانه انیمیشن کاراکتر در استودیوی والت دیزنی:

۱. اغتشاش شکل برای جلوه دادن به حرکات
۲. پیش بینی (حرکت به عقب جهت جلوه کردن حرکت به جلو)
۳. صحنه سازی(چشم اندازدوربین برای نمایش حرکات به بهترین شکل ممکن)
۴. حرکت مستقیم به جلو در مقابل حرکت رو در رو(دو شیوه پایه)
۵. دنبال کردن و اصطکاک داشتن (هیچ چیز یکدفعه نمی ایستد)
۶. شروع به حرکت وایستادن های آرام با تعیین فاصله
۷. تعیین مسیر حرکات
۸. حرکت های ثانویه (وقتی پاها قدم می زنند سر نیز ممکن است بجنبد)
9. زمان بندی(رابطه های زمانی در هنگام حرکات)

10. مبالغه (کاریکاتور حرکتی و زمانبندی)
11. ترسیم شخصیت ها درحالت ساکن .
12. جذابیت (اگر شخصیت ها جذاب نباشند همه چیز از بین می رود).
13. جرم و وزن و تناسب آن با حجم
14. حرکت کاراکتر (فکر کردن شخصیت به گونه ای که یک بازیگر واقعی را در ذهن بیننده تداعی کند).

این اصول و قوانین همچون قانونهای حرکت و جاذبه هستند که با وجود آنها می توان دست به خلاقیت و ابتکار زد چرا که فضای کافی برای خلاقیت و ابتکار دارند.

در دهه ی چهل میلادی هر یک از استودیوهای انیمیشن سازی شکل و شمایل کاری خاص خود را داشتند. برخی به شوخی می گفتند اگر در استودیو دیزنی کار می کنی تنها با 22/5 سنت می توانی "میکی موس" را با قوانین آنجا وفق می داد. اگر همان انیماتور به استودیوی "برادران وارنر" می رفت باید "بازگبانی" را مطابق با وضعیت واترها ترسیم و طراحی می کرد. در mgm هم انیماتور باید خود را با سبک تام و جری وفق می داد.

اما ایده کلی upa باطل کردن ایده وضعیت کاری محدود بود. معرفی انیمیشن به دنیای گرافیک و سبک های نقاشی و دنیای قصه گوئی برای هر فیلم می توانست ظاهر ، بافت و ساختار جداگانه ای داشته باشد. به طور خلاصه اینکه همه چیز را می شد تصویر سازی کرد.

در نیمه اول قرن بیستم چندین نهضت زیبایی شناسی در زمینه فیلم انیمیشن در اروپا شکل گرفت که همگی به وضوح در مخالفت با مکتب والت دیزنی به وجود آمدند. مبارزه عمیق تری هم در آمریکا توسط (تولید متحده آمریکا upa) در بی قانونی بود و انیماتورها به جای تقلید از طبیعت ، شروع به ایجاد حرکت و شکل و فرم کردند و فیگور هایشان تحت تأثیر گرایشات رایج در گرافیک و نقاشی بود و استودیوی زاگرب روش انیمیشن ساده و محدود و خلاصه خود را آشکار ساخت و با گرایش به گرافیک آوانگارد و تکنیک های تصنویری مانندکولاِژ و مونتاز مفهوم (انیمیشن کاهش یافته یا محدود) که با مفهوم انیمیشن مکتب والت دیزنی و مبتنی بر (انیمیشن کامل و حرکت کامل) در تضاد کامل بود ، به جهانیان معرفی کرد.

مکتب زاگرب بر فیگور های تخت و مسطح و دو بعدی و سادگی در حرکت تأکید داشت. فیگورهایی که از نظر گرافیکی ساده و کوچک شده بودند به نوع دیگری از حرکت نیاز داشتند تا هر چه بیشتر بیانگرا شوند کارتون هایی که با روش انیمیشن کلاسیک ساخته می شوند شامل حدود هشتصد طرح در دقیقه بودند در حالی که فیلم هایی که با روش انیمیشن کاهش یافته زاگرب تولید می شدند تنها از سیصد تا چهارصد طرح در دقیقه تشکیل می شد بدون این که غنای بصری و جذابیتشان کاهش یابد. موسیقی هم در این مکتب تغییر بسیاری پیدا کرد و جای خود را به موسیقی ترکیبی داد و استفاده از صداها و تأثیر های مختلف صدا هم دستخوش تغییر شدند به طوری که دیگر از حرکت واقعی پیروی نمی کرند بلکه جزیی از محتوا شده و تصویر را می آراستند و راه حل های گرافیکی جایگزین صحبت می شدند و فیگور با رها کردن خود از فرم می توانست به تنهایی وارد عمل شده و زمینه هایی را که منجر به سمبل ها و نشانه ها می شدند به وجود می آورند واینها باعث پیدایش زیبایی شناسی فوق العاده و مدرن و آوانگاردی در فیلمهای انیمیشن هنرمندان مکتب زاگرب به ویِِِژه در آثار ووکوتیچ و میمیکا و کریستل و ... شد.
مکتب انیمیشن زاگرب حرکتی نو وآوانگارد بود که در دهه 1950 میلادی به وسیله گروهی از فیلمسازان نسل جوان یوگسلاوی سابق اغاز شد.

هفده انیماتنور دور هم جمع شدندو هر یک فیلم انیمیشن خود را تولید کردند که با فیلم همکارانشان متفاوت بود اما فیلم های انها مفهوم زیبایی شناسی جدیدی را د انیمیشن جهان به وجود آورد. در ابتدا ایشان قصد به وجود آوردن مکتب خاصی در انیمیشن نداشتند بلکه قصدشان ساختن فیلمهایی بود که با مکتب والت دیزنی متفاوت باشد و در این زمینه با هم تفاهم داشتند. ژرژ سادول مورخ و منتقد سینمایی جهان که اهل فرانسه بود برای اولین بار مکتب زاگرب را نامگذاری و به دیگران معرفی نمود. ده ها فیلم انیمیشن بین دهه 1960 تا 1980 میلادی در استودیوی مکتب زاگرب تولید شدند و پس از آن بسیاری از مورخین سینما و انیمیاتور های بزرگ دنیا معتقد بودند که مکتب زاگرب انیمیشن کلاسیک را به اوج خود رسانده است. در آن سال ها زاگرب بدون شک یکی از مراکز عمده انیمیشن جهان بود و بیش از پانصد فیلم انیمیشن در این استودیو تولید شده بیش از چهارصد جایزه مهم جهانی را به دست آوردند. تنوع سبک ها و ژانر ها و بیان مدرن و تلاش برای انعکاس جهان مدرن از طریق انیمیشن باعث حیرت متخصصان فیلم در سراسر گیتی شد. دولت سوسیال لیبرال یوگسلاوی سابق اعتبار لازم را برای تهیه فیلم های انیمیشن مکتب زاگرب تأمین می کرد و از این بابت به خود افتخار می کرد و با این حال که در استودیوی زاگرب فیلم آزادی بیان اصل مهم بود و انیماتورها هیچ گرایش سیاسی را تبلیغ نمی کردند ولی دولت یوگسلاوی سابق موفقیت های انیماتورهای زاگرب را موفقیت های خودش می دانست و با تأمین مالی ایشان ، هنرمندان این استودیو را تشویق می کرد. دولت یوگسلاوی سابق که در سطح سیاست خارجی سیاست عدم تعهد به شرق و غرب را دنبال می کرد و جزء کشورهای غیر متهد بود با اتخاذ سیاست آزادی بیان دادن به هنرمندان استودیوی زاگرب اعتبار زیادی در میان دیگری کشورهای جهان کسب می کرد و جالب تر اینکه فیلم های مکتب زاگرب هم در شرق نو هم در غرب مورد استقبال و تحسین فراوان قرار می گرفت و مایه خوشحالی دولتمردان یوگسلاوی سابق می شد. ناگفته نماند مکتب زاگرب جزء مکتب انیمیشن کشورهای اروپای شرقی بود که از ویژگی های مشترکی با انیمیشن دهه 1930 میلادی روسیه برخوردار بودند. انیمیشن زاگرب در کنار انیمیشن مجارستان ، چکسلواکی و لهستان و ... در عرصه تولید و تفاوت در نگره های ایدولوژیک و فرهنگی و بیان روشنفکرانه و آوانگارد خود ، گسست میان انیمیشن شرقی و غربی را آشکارترمیکرد . یوگسلاوی سابق که آرمانی موسوم به (راه سوم) را در سیاست های خارجی خود پیشنهاد می کرد و از نظر جغرافیایی کشوری کوچک بود در میان مرزهای اروپای شرقی و غربی یعنی در میان دو بلوک مخالف شرق و غرب قرار داشت اما به هیچ یک از این دو بلوک قدرتمند تعلق نداشت.

عنصر همیشگی طنز در آثار استادان مکتب زاگرب، آرمان واحه کوچک آزادی محسور در فشار ، ترور جنگ سرد و خطر بود و بشر ناچیزی که مورد سوء استفاده قدرتمندان قرار می گرفت با وجود مشکلاتش برای زنده ماندن و استقلالش می جنگید. برای مثال می توان همین موضوع را در فیلم (روزهای گذرا) اثر دراگیج و (مدرسه راه رفتن) اثر بوردو دید. در مور تجسم صحیح واقعیت می توان گفت که هنرمندان زاگرب دیگر به داستان های خلاصه شخصیتهای کاریکاتوری نمی پرداختند بلکه به اضطراب، تنهایی ، عدم امکان ارتباط ونیروهای شیطانی حاکم بر روابط انسانی می پرداختند فیلم که در آنها هنوز هم خنده وجود داشت اما فیلم های مکتب زاگرب به تدریج به شکوه های طولانی و دردناکی از وقایع وحشت انگیز زندگی تبدیل شدند که به علامت تجاری مکتب زاگرب معروف شد. حسن طنز پوچ نژاد اسلاو و طنز تلخ اجتماعی و طنزسیاه عناصر مهم و از ویژگیهای مکتب زاگرب بودند و موضوعاتی که در آن مکتب بیشتر به آنها پرداخته می شد مسائل جهانی و استعمار و نژاد پرستی ،آلودگی محیط زیست ، گرسنگی و فقر ، ترس از جنگ هسته ای ، استبداد ، استثمارو... در عین حال استودیوی فیلم های انیمیشن زاگرب با تولید فیلمهای تبلیغاتی انیمیشن برای مشتریان داخلی و خارجی در آمد هم داشت و سالانه به طور مداوم بیست تا سی فیلم 120-180 دقیقه ای در استودیوی مذکور تولید میشد. از سال 1972 میلادی جشنواره جهانی فیلم انیمیشن دوسال یک بار در زاگرب برگزار شده است و این جشنواره هنوز هم یکی از مهم ترین جشنوره های انیمیشن هنری دنیا است و در شمار جشنواره هایی مانند آنسی، هیروشیما و اتاوا است.

بسیاری از انیمیاتورهای مشهور به ویژه آنهایی که در اواسط دهه 1960 میلادی به مکتب زاگرب پیوستند کار خود را از پایین ترین پله نردبان حرفه انیمیشن اغاز نمودند و به تدریج موفق به دستیابی به مدارج بالاتر شدند که به ترتیب طراح شخصیت ، انیماتور و حتی کارگردان شدند. بسیاری از انیماتورهای آزاد برای تأمین زندگی شان مجبور بودند بینابین کار برای فیلم خودشان و همکارانشان از پروژه دیگران روی آوردند که نتیجه مستقیم این رویه ایجاد روابط نزدیک بین مؤلفین و انیماتورها و کارگردان ها بود، زیرا آنها با یکدیگر همکاری می کردند و گاه فیلمامه نیز می نوشتند و گاه کارگردانی می کردندو گاه حتی به عنوان انیماتور ساده یا کارگردان هنری در فیلم های همکارانشان کار می کردندو در نتیجه تبادل عقیده و تجربه می کردندو بر یکدیگر تأثیر مستقیم میگذاشتند. بسیاری از انیماتورها، علاوه بر انیمیشن به تصویرگری پوستر و کاریکاتور و کمیک استریپ و غیره میپرداختند وکارهای خارج از استودیوی زاگرب ایشان باعث تماس شان با سایر وسایل ارتباط جمعی و گرایش های واقعی رشته های دیگر هنری از جمله گرافیک و هنرها بصری روز و موسیقی مدرن و تحقیق بر روی صدا می شد و این تجربیات در تکمیل هنر انیمیشن مکتب زاگرب به ثمر می نشست.

کاهش عمده نقش سیاست در عرصه فرهنگ و هنر کشور یوگسلاوی سابق و نزدیکی بیشتر با غرب تأثیر عمیقی بر کار انیمیاتورهای مکتب زاگرب در مقایسه با سایر کشورهای اروپای شرقی گذاشت و هنرمندان این مکتب شانس بیشتری برای ارایه کارشان در بازارهای بین المللی داشتند و از آزادی بیشتر برای خلق آثارشان برخوردار بودند.

زاگرب سابقه بسیاری درزمینه هنرهای بصری به ویِژه درکاریکاتورو کارتون و تصویر سازی و کمدی و طنز و طراحی گرافیک داشت و پس از چند سال انیماتورهای زاگرب کاملاً به تکنولوژی انیمیشن مسلط شدند و کار گروهی مؤثری را انجام دادند به طوری که وظایف به خوبی بین انیماتور اصلی و کاریکاتوریست و کارگردان و کارگردان هنری و رنگ گذار و فیلمبردار و سایر متخصصین تقسیم شده بود. در سال 1956 میلادی استودیوی فیلم زاگرب افتتاح شد و پس از مدت کوتاهی شهرت یافت و در سال 1958 میلادی فستیوال فیلم کن با نمایش فیلمهای ووکوتیچ و کاستلاک ومیمیکا مورد استقبال تماشاگران و منتقدین واقع شد و موجبات پیشرفت جهانی مکتب زاگرب را فراهم کرد.

مکتب زاگرب به جوهره اصلی انیمیشن که همان ایجاز و کوتاه گویی و سادگی است ، دست می یابد و تأثیر عمیق و مهمی بر انیماتورهای سایر نقاط جهان می گذارد. انیمیشن مکتب زاگرب عموماً برای بزرگسالان است گرچه انیمیشن هایی برای کودکان مثل (پروفسور بالتازار) ساخته می شد ولی هنرمندان این مکتب به وسیله رسانه انیمیشن به صورت استعاری، مشکلات و مسایل مهم جهان و پیرامون انسان عصر حاضر را با بیانی ساده و با تفکری روشنفکرانه بیان می کردند و بر خلاف مکتب کانادا در مکتب زاگرب موضوع بر فرم مقدم است و سادگی ووسواس در فرم ها نیز برای بیان موضوع است.
انیمیشن یک رسانه قدرتمند و تأثیرگذار است که می تواند به صورت استعاری ، مشکلات و مسائل پیرامون بشر و جهان را بیان کند. انیمیشن از آرزوهای دبرین بشر برای جان بخشیدن به واقعیتی خارج از خود ناشی می شود و حتی انسان غار نشین در جست و جوی راهی برای حرکت آن به طراحی های خود بوده است. انیمیشن یعنی ایجاز و خلاصه گویی و در انیمیشن می توان با ساده ترین فکر(ایده) و ابزار (ماتریال)، آثاری خلق کرد که مردم را به تفکر وا میدارد و با آنها ارتباط عمیق بر قرار می کند.

انیمیشن ایران از سال 1350 تحت تأثیر مکتب های روشنفکرانه غربی و شرقی به ویژه مکتب های چکسلواکی ، کانادا، لهستان و زاگرب و غیره شروع شده است و پس از انقلاب که شاهد موفقیتهای چشمگیر سینماگران و کاریکاتوریستهای ایرانی در سطح جهان بودیم، بنابراین گزافه نیست اگر نوید این را بدهیم که انیمیشن مکتب ایران که فرزند خلف سینمای ایرانی و کاریکاتور ایرانی است، حرفهایی برای گفتن در سطح جهانی را دارد.



موضوع مطلب : سینما

ارسال شده در: ۱۳۸۸/۱٠/٢۳ :: ٩:٤٢ ‎ق.ظ :: توسط : رضا



موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
RSS Feed