مینیاتور
سلامی چو بوی خوش آشنایی
 

روتوسکوپی چیست؟

روتوسکوپی تکنیکی است که انیماتورها در آن حرکت فیلم زنده را فریم به فریم کپی می کنند.در واقع در این شیوه تصاویر فیلم زنده روی یک پرده ی مات بازتابیده شده و به وسیله ی انیماتور ها دوباره ترسیم می شوند.تجهیزات مورد استفاده در این کار روستوسکوپ نام دارد. (توضیح:تعریفی که در این جا برای این شیوه ارایه شد است کلاسیک بوده و بر خلاف داشتن اصول مشابه با این شیوه ی نوین مورد استفاده در فیلمی چون اسکنر تاریک نگر که با نرم افزاری به نام روتوشاپ صورت می گیرد،تفاوت های اساسی با آن دارد،تفاوت هایی از جنس فیلمسازی آنالوگ و دیجیتال)


 

تاریخچه روتوسکوپی

این تکنیک نخستین بار توسط مکس فلایشر در مجموعه ی انیمیشنی خارج از دوات  که در سال ۱۹۱۴ ساخته شد مورد استفاده قرار گرفت.او در این انیمیشن حرکات زنده ی برادرش،دیو فلایشر، را در لباس یک دلقک به شخصیت کوکوی دلقک انتقال داد.فلایشر بعد تر این شیوه را برای شماری دیگر از کارتون هایش نیز به کار گرفت که مهمترینش رقص کب کالوی در سه قسمت از کارتون های بتی بوپ در اوایل دهه ی ۳۰ و متحرک سازی شخصیت گالیور در سفر های گالیور بود.بعد از او والت دیزنی و انیماتورهایش این روش را بسیار دقیق و کارآمد به خصوص در متحرک سازی سفید برفی و هفت کوتوله به کار گرفتند و پس از آن در بسیاری از انیمیشن ها بلندشان.رالف  بکشی در دهه ی ۷۰ از این تکنیک به فراوانی  در انیمیشن های جادوگران(۱۹۷۷) و سالار حلقه ها (۱۹۷۸) استفاده کرد.رالف بکشی در آن زمان با مخالفت کمپانی فوکس قرن بیستم برای افزایش پنجاه هزار دلاری بودجه ی جادوگران روبرو شده بود و مجبور گشت برای تمام کردن سکانس نبرد این انیمیشن به روتوسکوپی متوسل شود.(در آن زمان پیشنهاد ۳ میلیون دلاری جرج لوکای برای به پایان رساندن جنگ های ستاره ای هم با مخالفت روبرو شد)اسموکینگ کار پروداکشنز (Smoking Car Productions) در سال ۱۹۹۴ برای تولید بازی ماجراجویانه ی تحسین برانگیزش،قطار سریع و السیر  فرآیند روتوسکوپی دیجیتال را پدید آورد که در همان سال جوایزی نصیب آن ساخت.ریچارد لینکیتر(کارگردان یک اسکنر تاریک نگر)در سال ۲۰۰۰ با استفاده از تکنیکی مشابه از روتوسکوپی دیجیتال برای خلق تصاویر سوریال فیلم زندگی بین خواب و بیداری بهره گرفت و اکنون آن را برای یک اسکنر تاریک نگر به کار برده است.او نخستین کارگردانی می باشد که از روتوسکوپی دیجیتال برای خلق یک فیلم بلند استفاده نموده است.افزده بر این،یک شرکت تبلیغاتی به سرپرستی چارلز شواب بیین سال های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ از روتوسکوپی برای یک مجموعه از کارهای تلویزیونی با عنوان با چاک صحبت کن استفاده کرد.این فرایند منحصر به کاری است از باب سابیستون از تجربه های انستیتو تکنولوژی ماساچوست که همان تکنیک «روتوسکوپی درون افزا»و نرم افزار روتوشاپ را در ساخت زندگی بین خواب و بیداری ارایه داده بود.

تکنیک روتوسکوپی

روتوسکوپی با این که بار ها برای خلق جلوه های مناسب استفاده شده،اما از سوی بسیاری از بنیاد گرایان انیمیشن مورد انتقاد قرار گرفته است.اما باید گفت این تکنیک وقتی توسط انیماتورها به عنوان سر مشق به کار گرفته می شود،صرفه جویی ارزشمندی در زمان می کند اگر روتوسکوپی ضعیف کار شده باشد خطوط اصلی که باید از فریمی به فریم دیگر متفاوت باشند ، با کمی انحراف روی هم قرار می گیرند در این صورت به اصطلاح گفته می شود انیمیشن خشن کار شده است.برای اجتناب از چنین خشونتی مهارت انیماتوری که کار کپی را انجام می دهد بسیار ضرورت دارد.از روتوسکوپی بارها  جهت خلق جلوه های ویژه در فیلم های سینمایی استفاده شده است.می توان شیی ترسیم و آن را در یک جای خالی در بک گراند قرار داد و بدین ترتیب وارد صحنه کرد.البته بیشتر اوقات تکنیک پرده ی آبی جایگزین تکنیک می گردد.یکی از کابرد های کلاسیک روتوسکوپی در فیلم های اولیه جنگ ستاره ای بود که که از آن برای خلق جلوه های درخشیدن شمشیرهای لیزری استفاده شد.

مثال های روتوسکوپی

انیمیشن: سفید برفی و هفت کوتوله،کارتون های سوپرمن دهه ی ۴۰،زیر دریایی زرد،تیتان،ارباب حلقه ها،آناستازیا و...

فیلم: عنوان بندی خوب بد زشت،جنگ ستاره ای،چه کسی برای راجر رابیت پاپوش دوخت؟،بیل را بکش ۱،یک اسکنر تاریک نگر،زندگی بین خواب وبیداری

موزیک ویدیو: موزیک ویدیو های گروه گوریلاز و  Breaking the Habit گروه لینکین پارک

روتوسکوپی به سبک ریچارد لینکیتر

 ۱-فیلمبرداری با دوربین دیجیتال(Digital Filming): چون جزئیات بعدتر به وسیله ی انیماتورها به صحنه افزوده می شود هنگام فیلمبرداری نیازی به طراحی لباس و صحنه ی مفصلی نیست.

۲-متحرک سازی(Animate): انیماتورها با استفاده از لوح ها و قلم های نوری ویکوم و نرم افزار روتوشاپ حرکات بازیگر را کپی می کنند.البته همه ی فریم ها با دست نقاشی نمی شوند،خود نرم افزار با استفاده از خاصیت درون افزایش فریم های میانی را پر میکند.

۳-ارتقاء (Enhance): انیماتورها از ابزارهای Masking و Warping و Blending و برنامه ی روتوشاپ برای ارتقای جلوه ی سه بعدی استفاده می کنند.سپس مناظر را اضافه و رنگ ها را تنظیم می نمایند.

۴-پرداخت (Render): سکانس های کامل شده برای تبدیل شدن به فیلم نهایی مراحل را طی می کنند که ساعت ها به طول می انجامد.

ترکیب فیلم زنده و انیمیشن

ترکیب فیلم زنده و انیمیشن چیز تازه ای در تاریخ سینما نیست. حتی در زمان سینمای صامت و نخستین روزهای انیمیشن نیز میتوان مواردی از ترکیب بازیگر زنده و انیمیشن را پیدا کرد. نمونه هایی مانند گرتی دایناسورGertie the Dinosaur و یا برخی از انیمیشنهای کوتاه روتوسکوپی مکس فلیشر Max Fleischer  مانند کوکوی دلقک Koko the Clown . اما امروزه تکنولوژی چنان پیشرفت کرده است که در فیلمهایی نظیر ارباب حلقه ها، بازیگران زنده و شخصیتهای انیمیشنی و یا حتی فضا های مجازی چنان درهم آمیخته شده اند که گاهی تشخیص ایندو از یکدیگر به سختی امکان پذیر است.چیزی که زمانی بدیع و نوظهور جلوه میکرد، اینروزهاچنان همه گیر شده که حتی گاهی پیش پا افتاده و مبتذل جلوه گر میشود و آنچه که ساختن چنین فیلمهایی را تا این حد دست یافتنی و امکان پذیر کرده است استفاده از سیستم های موشن کپچر است . اما نقطه آغازین استفاده از بازیگر زنده در ساخت انیمیشن را میتوان نه در شیوه موشن کپچر، که در سالهای میانی دهه هفتاد و در تکنیک روتوسکوپی جستجو کرد. اگرچه دیزنی در سالهای پیش از آن در انیمیشنهایی چون سفیدبرفی و زیبای خفته ، روتوسکوپی را به کار گرفته بود، اما از اواسط دهه هفتاد به بعد و توسط رالف باکشی  Ralph Bakshi بود که روتوسکوپی نه بعنوان یک نکته بی اهمیت و سطح پایین که فقط برای کاهش هزینه ها استفاده میشد، بلکه بعنوان یک تکنیک که میتوانست واجد شرایط زیبایی شناسانه هنری قابل توجهی باشد مورد استفاده واقع شد.

باکشی در انیمیشنی بنام Wizards از تکنیک روتوسکوپی استفاده کرد. Wizardsانیمیشنی بود که میتوانست توسط دیزنی ساخته شده باشد.اما باکشی شیوه ای متفاوت با روش دیزنی را در پیش گرفت. علیرغم داستان احساساتی، جانبخشی دقیق، رنگهای زیبا و درخشان و همه آنچه که میتوانست را Wizardsهمسطح انیمیشنهای دیزنی قرار دهد، باکشی بجای اینکه از روتوسکوپی صرفا در جهت اجرای بدون نقص حرکات استفاده کند، این شیوه را بصورتی هدفمند بکار گرفت. او از روتوسکوپی در اجرای سکانسهای مربوط به جنگ استفاده کرد و با افزودن یا کاستن جزئیات ، اجزای صحنه و بازیگران زنده را تبدیل به موجودات وهم انگیز و عجیبی کرد که ماهیت شرور ، زشت و هیولا گونه جنگ را به خوبی به بیننده منتقل میکرد.

در سال 1982 دیزنی یک شکست تجاری بزرگ را با فیلمی بنام Tron تجربه کرد و مدتها طول کشید تا دیزنی توانست رد پای این بدنامی بزرگ را از خاطرات مردم بزداید. اما نکته قابل توجه درTron این بود که میتوان این فیلم را پدر بزرگ فیلمهای سرشار از گرافیک کامپیوتری امروز به شمار آورد. برخی از جلوه های ویژه این فیلم خیلی خوب از آب درآمده بودند. در زمانی که جلوه های ویژه فیلمهایی چون Star wars با زحمت فراوان و عمدتا بوسیله ماکت ها و ابزار های واقعی ساخته میشدند، دیدن یک سفینه فضایی کاملا دیجیتالی که به آرامی بر فراز کوهها حرکت میکرد و یا لباسهایی که نورهای نئون دیجیتالی بر روی آنها میدرخشیدند واقعا هیجان انگیز بود. Tron اگرچه شکستی بزرگ در گیشه بود اما ثابت کرد که گرافیک های کامپیوتری میتوانند درجهت بیان بهتر داستان فیلم ، یک گزینه عالی باشند و این درسی بود که بسیاری از افراد تاثیر گذار در صنعت سینما بخوبی آموختند. تنها دو سال بعد از نمایش عمومی Tron بود که شرکت پیکسار نخستین انیمیشن کوتاه کامپیوتری خود را عرضه کرد. انیمیشنی بنام  The Adventures of Andre and Wally . مردم کم کم در میافتند که این کامپیوتر های سنگین که کار کردن با انها میتواند بسیار سخت باشد، قادر هستند که چیزهای سرگرم کننده و بامزه نیز بسازند.

ریچارد لینک لیتر Richard Linklater در فیلم Waking Life/2001 روتوسکوپی را باز هم بیشتر و هوشمندانه تر در جهت نمایش و القای فلسفه فیلم به کار گرفت. فیلم داستان مردی را روایت میکند که در شهر آستن پرسه میزند و به نظرات مردم در مورد فلسفه حیات گوش میکند و همواره حیران است که آیا او یک انسان زنده است یا فقط بخشی از یک رویاست! در این فیلم از بازیگران زنده توسط دوربین ویدیویی فیلمبرداری شد و سپس بوسیله کامپیوتر ، تصاویر بازیگران مجددا بازسازی شدند. لینک لیتر بعدها همین شیوه را در فیلم A Scanner Darkly مجددا بکار گرفت. نتیجه کار تصاویری بودند با مفاهیم زیبایی شناسانه خاص که پیش از آن دیده نشده بودند. تصاویری که در بعضی موارد اکسپرسونیستی بنظر میرسیدند و در مواردی کارتونی . علیرغم تکنیک جذاب Waking Life ، فیلم کاستی هایی نیز داشت. بسیاری از مردم نمیتوانستند با لحن فیلسوفانه فیلم کنار بیایند. با اینحال فیلم برخوردار از نوعی خوشبینی و جذابیت ذاتی بود که کسانی را که میتوانستند خودشان را وارد جریان آن کنند،جذب میکرد.


نام بردن از فیلمهایی که در این مقاله ذکر شد ، به هیچ وجه به این معنی نیست که این فیلمها تنها و بزرگترین تلاشها برای وارد کردن نوعی دیگر از تکنولوژی به دنیای انیمیشن بوده اند. فیلمهایی که نام برده شد از این جهت متمایز بودند که تکنولوژی های شناخته شده را به نوعی هوشمندانه بکار گرفتند. وگرنه چه کسی میتواند منکر گامهای بزگی بشود که دنیای انیمیشن و سینما را برای ابد متحول کردند؟ گامهایی چون سفید برفی و هفت کوتوله، اژدهای پیت و شاید بزرگترین شاهکار رابرت زمه کیس : چه کسی برای راجر رابیت پاپوش دوخت؟….تمام این فیلمها سهم خود را در ترکیب فیلم زنده و انیمیشن به خوبی ادا کردند.



موضوع مطلب : سینما

ارسال شده در: ۱۳۸۸/۱٠/٢۳ :: ٩:٤۳ ‎ق.ظ :: توسط : رضا



موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
RSS Feed