مینیاتور
سلامی چو بوی خوش آشنایی
 

پاسخ سرراست و قطعى براى این پرسش وجودندارد. طبیعتاً معیار زمان شاخص ترین وجه تمایز بین فیلم کوتاه و بلند است، اما به نظر مى رسد این ملاک مکانیکى تر از آن است که بتواند وجوه ارگانیستى این تفاوت را بازشکافد. زمان در صورتى مى تواند به فیلم کوتاه هویت ببخشد که محدودیت هاى ناشى از آن منجر به بروز خلاقیت و نوآورى هاى بیانى شود.
البته این نکته که ممکن است داستانى چنان ظرفیت محدود داشته باشد که صرفاً در قالب فیلم کوتاه امکان پرداخت به خود گیرد، وجه دیگر این ماجراست، اما درحالت کلى فیلم کوتاه با نوعى رهیافت متفکرانه تر نسبت به فیلم بلند تشخص پیداکرده است. فیلم هاى [ داستانى ] بلند بیشتر در زمینه سرگرم سازى و تجارت ناشى ازآن کاربرد دارند که البته مختصات زیبایى شناسانه مربوط به خود را نیز دارا هستند. اما فیلم کوتاه کمتر در این سطح حرکت کرده است و بعد تجربى آن به ابعاد دیگر سینما مى چربد.


سینما با فیلم کوتاه آغاز شد و شکل گرفت. فیلم هایى از قبیل آب پاشى به باغبان، غذادادن به بچه، خروج کارگران از کارخانه، ورود قطار به ایستگاه و... هر یک واجد ماجرایى بسیار ساده و کم گره بودند. اما این به آن معنا نبود که درآن زمان آدم هایى از قبیل لومیرها و کریفیث و دیگران تنها به دنبال وجوه اندیشمندانه سینما بودند و از همین رو به جاى ساخت فیلم بلند بالاى ۷۵ دقیقه، آثار نهایتاً ۱۵ دقیقه اى تولیدمى کردند. آنچه مهمترین دلیل این روند به شمار مى رفت، ظرفیت اندک دستگاه هاى فیلمبردارى آن زمان (و نیز تعداد کم سالن هاى سینما، گنجایش محدودشان، سرعت بخشى به روند فیلمسازى و بالابردن بهره هاى تجارى ناشى از آن، تعداد اندک دستگاههاى فیلمبردارى و...) بود که اجازه به کارگیرى حلقه هاى بیشتر فیلمبردارى را نمى داد.
پیشرفت امکانات دراین زمینه ها، اسباب ظهور فیلم بلند را مهیا ساخت که استقبال مردم نیز بدان سرعت بخشید و انگیزه فیلمسازان را براى تولید آثار بلند سینمایى را بیشتر کرد.
بدین ترتیب از میانه دهه دوم قرن بیستم، سینما با فیلم هاى بلند شناسانده شد و این روند تا به امروز نیز ادامه دارد.
از همین رو کسانى که در ظرف ۸۰-۷۰ سال گذشته فیلم کوتاه مى ساختند، انگیزه هایى جدا از بلندسازان داشتند و دیگر محدودیت امکانات دلیل اصلى به حساب نمى آمد. این جاست که باید از حوزه فیلم کوتاه به عنوان یک حوزه مستقل سینمایى یاد کرد. اما چرا این حوزه مستقل هم پاى حوزه مستقل دیگر یعنى فیلم بلند رشد و گسترش پیدانکرد؟ پاسخ در دو عامل کلى نهفته است. نخست نبود سرمایه لازم براى ساخت و دوم فراهم نبودن بسترمناسب براى جذب تماشاگر. این نکته اى نیست که خاص ایران باشد.

به عبارت دیگر هرجا روى آسمان فیلم کوتاه همین رنگ است، گیریم یک جا ابرى تر است و جاى دیگر صاف تر.
مثلاً حدود ۱۵-۱۰ سال پیش عده اى از سازندگان فیلم کوتاه در اروپا جلسات وپژوهش هایى را درباره ماهیت و علت استقبال کم از فیلم کوتاه برگزارکردند که در آن به نتایجى کاربردى از قبیل امکان نمایش توأمان تعدادى فیلم کوتاه با موضوع واحد در یک سانس یا چند سانس سینما، تنوع بخشیدن به مضامین فیلم هاى کوتاه، رساندن زمان فیلم هاى کوتاه به نیم ساعت و کمتر و ترغیب دولت یا انجمنهاى روشنفکرانه به حمایت از فیلم کوتاه رسیدند.
این نشان مى دهد معضل سرمایه و مخاطب درخصوص فیلم کوتاه ابعاد جهانى دارد و البته این بدان معنا نیست که تلاش مسئولان هم در همه جا براى رفع این معضل یکسان است. درواقع آنچه به احیاى فیلم کوتاه کمک مى کند توجه به همین نکته است.
در سینماى ایران، پیش از انقلاب اسلامى، بنابر مناسبات ناسالم سینمایى آن زمان توجه به فیلم کوتاه به عنوان حوزه اى روشنفکرانه تر بسیار اندک بود. اما در همین مجموعه کم حجم مى شد آثارى با کیفیت مناسب دید که برخى از آنها هنوز جزو فیلم هاى کوتاه ارزشمند و به یادماندنى و حتى تکرار نشدنى به حساب مى آیند.
رهایى و بارجن (ناصر تقوایى)، اون شب که بارون اومد (کامران شیردل)، نان و کوچه (عباس کیارستمى)، مسجدجامع (منوچهر طیاب) و... از این دست هستند. در سال هاى پس از پیروزى انقلاب اسلامى، اگرچه بر میزان و حجم تعداد فیلم هاى کوتاه افزوده شد. این نیز شاید بیشتر بدان خاطر بود که مسئولان تمایل داشتند نسل جدیدى را در سینما پرورش دهند که رفته رفته جایگزین فیلمسازان نسل پیشین، شوند، اما در آغاز این حمایت، فیلم کوتاه را به مثابه مقدمه اى براى ورود به سینماى حرفه اى و ساخت فیلم بلند جاانداخت و درواقع نوعى سکوى پرش به حساب مى آمد و هویت مستقل خود را ازدست داد.
اما به تدریج با تقویت انجمن سینماى جوانان ایران و تأمین دفترهاى آن در شهرستان ها، فیلم کوتاه اهمیت بیشترى یافت و حتى فستیوال هاى آن از زیر سایه سنگین جشنواره فیلم فجر بیرون آمد و در قالب جشنواره ها و برنامه هاى مستقل استانى و کشورى شکل گرفت. از ۱۵-۱۰ سال پیش که ویدئو گسترش پیداکرد، رفته رفته فیلمسازان فیلم هاى کوتاه کار خود را از فیلم هاى هشت و شانزده میلیمترى به سمت فیلم هاى ویدئویى تغییر مسیر دادند.

با قانونى شناخته شدن ویدئو، جشنواره مربوط به این فعالیت ها هم به راه افتاد. حضور محمدآفریده در انجمن سینماى جوان که پیش از آن با ساخت برنامه اى تلویزیونى به نام سینماى دیگر، گام بزرگى در گسترش فرهنگ سازى فیلم کوتاه برداشته بود، نقطه اى عطفى بخش براى این حوزه سینمایى به حساب مى آمد و در میانه دوم دهه ۷۰ تحول اساسى در ابعاد کمى و کیفى فیلم کوتاه رخ داد که البته در بحث سینماى مستند نیز قابل بررسى است. در این زمان چهره هاى شاخص سینماى بلند نیز وارد عرصه فیلم کوتاه شدند و نام هایى از قبیل بهرام رادان، رؤیا تیموریان،فاطمه معتمدآریا، پرویز پرستویى، فریدون شهبازیان، محمدعلى سجادى، محمود کلارى، عباس گنجوى و... در این ساحت به چشم مى خورد. گسترش پدیده دیجیتال از دهه ۸۰ به این سو، روى آورى جوانان به فیلم هاى کوتاه را مضاعف کرد وسینماى مستقل حوزه فیلم کوتاه تا آن حد اعتبار پیداکرد که علاوه بر جشنواره هاى متعدد، سایت اینترنتى نیز به خود اختصاص داد.

واقعیت آن است که فیلم کوتاه همواره احتیاج به حمایت دارد. در برخى کشورهاى اروپایى، تهیه کنندگان سینما ملزم هستند در ازاى هر فیلم موفق، ۳ فیلم کوتاه تولیدکنند یا بخرند. این یک نمونه از راهکارهاى حمایتى از این نوع سینما است. حمایت هاى دولتى یا انجمن هاى خصوصى مى تواند در زمینه هاى متنوعى از قبیل معرفى، زمینه سازى براى نمایش عمومى، برگزارى جشنواره، برپایى جلسات نمایش ویژه همراه با تحلیل و بررسى و نقد، استفاده از تلویزیون  (به عنوان یکى از بهترین امکانات یارى دهنده فیلم کوتاه) و بازاریابى براى تبادلات فراملى صورت پذیرد که البته همه اینها در صورتى به شکل مطلوب تحقق پیدامى کند که متولیان و سازندگان فیلم کوتاه نیز در مسیر هدفمندترى حرکت کنند.

در حال حاضر اگرچه سیماى جمهورى اسلامى ایران از طریق برنامه هایى نظیر سینماى دیگر و یا مستند چهار (وپنج) به بحث فیلم کوتاه مى پردازد اما به نظر مى رسد این روند مى تواند دامنه دارتر نیز باشد و با تبلیغات مرتبط همراه باشد.

از سوى دیگر مدت زمان زیادى است که سیاست نمایش ممتد فیلم هاى کوتاه در یک سالن سینمایى به فراموشى سپرده شده است و عمدتاً از طریق جلسه هاى هفتگى در برخى محافل پیگیرى مى شود.
کمتر تهیه کننده یا بازاریابى تمایل به سرمایه گذارى دراین حوزه دارد که این نیز حمایت دولت را طلب مى کند تا با بسترسازى لازم فرهنگش را گسترش دهد.

بارها عنوان شده است فیلم کوتاه همان مقامى را دارد که داستان کوتاه در برابر رمان یا رباعى و هایکو در برابر قصیده و غزل. اگرچه این تشبیهات بیشتر حالت صورى دارد، اما در قالب کلى حاکى ازاهمیت توجه به استقلال این حوزه از سینماست. فیلم کوتاه، با فشرده سازى زمان، ذهن مخاطب را به تفکر و تأمل دعوت مى کند و اگر متولیان فرهنگى «سینماى این دیار» طالب عرصه اى اندیشمند در این زمینه هستند، یکى از مهمترین و ضرورى ترین اقدامات، بهادادن به فیلم کوتاه است، نکته اى که نه در قالب سخنرانى و بزرگداشت و شعار، بلکه در عمل است که نتیجه مى بخشد.



موضوع مطلب : سینما

ارسال شده در: ۱۳۸۸/۱٠/٢٥ :: ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ :: توسط : رضا



موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
RSS Feed