مینیاتور
سلامی چو بوی خوش آشنایی
 

توصیه۴:

در لحظه ای که فضای تصویری صحنه ساخته شد بدون درنگ کات برون برش انجام دهید.

 

اگر شما از شخصی که به تماشای فیلمی رفته ، نظر او را  درباره آن فیلم جویا شوید و او در پاسخ بگوید که " فیلم خوب بود اما کمی ریتم اش کند بود" واین چیزی است که شما باید به شدت از افتادن در چنین دامی پرهیز نمایید." ریتم کند" در ذات خود "خستگی و کسلی" برای بیننده همراه دارد.اگر شما می خواهید در این زمینه ـ فیلمسازی ـ به فعالیت خود ادامه دهید باید این نکته را به ذهن بسپارید که امروزه فیلمها و برنامه های تلویزیونی باید دارای ریتم تند باشند.


ریتم در تدوین می تواند کند و هم تند شود؛ اگرچه تدوین باعث نجات بازیگری بد و یا یک متن ضعیف نمی شود.

 

با این تفاسیر، یک صحنه باید چقدر طول بکشد؟

 

ابتدا این نکته را به خاطر بسپارید که بیننده مشتاق است که درگیریها و کشمکشهای داستان را فوراً ببیند و اطلاعات ضروری که لازم است او در ذهن برای فهم بهتر داستان داشته باشد به او انتقال یابد.

در این خصوص نکاتی وجود دارد که باید آنان را با شما درمیان بگذاریم.

 

تازگی و شباهت به موضوع اصلی

زمان یک نما به وسیله پیچیدگیها و شباهتهایی که به موضوع اصلی داستان دارد به برنامه ساز تحمیل می شود.

چه مدت زمانی طول می کشد که بیننده عناصر اصلی یک نما راهم ببیند و هم درک نماید؟ آیا آنان در طول یک ثانیه می توانند مفهوم نماها را درک نمایند و اصلاً موضوع اصلی داستان نیاز به چه زمانی دارد تا قابل درک شود؟

به طور مثال، شما نیاز ندارید به نمای ۱۵ ثانیه ای برای نشان دادن مجسمه آزادی در آمریکا زیرا همگان تقریباً آن را دیده اند.تصور می شود نماهای یک یا دو ثانیه ای برای نشان دادن سمبلها کافی باشد مگر این که شما قصد داشته باشید آسیبهایی که به آنها وارد شده یا جاهای خاصی از انها را به بینندگان نشان دهید.

به عبارت دیگر، ما به زمانی بیش از یک یا دو ثانیه نیاز داریم برای تماشای "مارتین سبز کوچکlittle green Martian" که به وسیله بشقاب پرنده از روی کاخ سفید عبور نمود. شاید بسیاری از ما برای اولین بار نام او را می شنویم پس به زمانی نیاز داریم تا او را بشناسیم و بعد به ارزش کار او پی ببریم.

در یادداشتهای قبلی ما از تدوین مونتاژی(تدوین تماتیک) صحبت نمودیم."یادداشت تکنیکهای تداوم ـ قسمت دوم" در این نوع تدوین ما نیاز به نماهاییی که زمان آنها کمتر از ثانیه هستند به طور مثال ۱۰یا ۱۵ فریم. بدیهی است که در این زمان شما نمی توانید تماماً تصویر را درک نمایید و بفهمید. این نوع تدوین برای درک کلیات موضوع مناسب است نه درک جزییات. این نوع تدوین در تبلیغات تجاری بسیار کاربرد داردچون هیجان در ذات خود دارد و همچنین اوقات خوبی به واسطه ریتم تند به وجود می آورد.

مطلب دیگری که باید متذکر شویم این است که سرعت برش وابستگی تنگاتنگی  به محتوی برنامه هم  دارد . به طور مثال؛ یک نمایش کم تحرک ایجاب می کند که ریتم اش نسبت به یک شورش مردمی در خیابان  کند تر باشد.شما همچنین می توانید ریتم برنامه را با به کارگرفتن برشهای سریع تند نمایید.

 

از ریتمهای متفاوت در برنامه تان استفاده نمایید

 

ریتم یکنواخت بیننده را خسته می نماید؛ برنامه ای که ریتم اش کند و یکسان باشد بیننده را تحریک می نماید که شبکه های تلویزیونی دیگری را برای تماشا انتخاب نماید.

اگر محتوای برنامه نمی تواند ریتم برنامه را دستخوش نوسان نماید تدوینگر با استفاده از موسیقی می تواند قسمتهای مختلف را برای  به دست اوردن ریتمهای متفاوت در برنامه با هم تدوین نماید. این یکی از دلایلی است که تدوینگران دوست دارند در کارهای دراماتیکی از تدوین موازی بهره ببرند چون به واسطه برش به زمان گذشته و حال در داستان، محتوا و ریتم برنامه  تغییر می یابد.

 به نظر شما چگونه یک اثر(برنامه تلویزیونی) قابل تامل می شود به خصوص در تلویزیونهای تجاری؟ اگر ریتم برنامه شما کند باشد، بیننده شما احتمالاً به کانال دیگری خواهد رفت و این رابه خاطر داشته باشید که دقایق اولیه هر برنامه خیلی مهم و حیاتی است برای این که بینندگان برنامه را ببینند و شبکه را عوض ننمایند.

editor

به خاطر این که شروع خیلی خوب در شبکه ها خیلی مهم است، شبکه های تلویزیونی قسمتهای مهم برنامه های داستانی را در ابتدای  شروع برنامه ها و  یا در اوقات ابتدایی شب نشان می دهند. 

تلاش نمایید برنامه با نماهای بسیار خوب و قوی شروع شود ـ نماهایی که بیننده را در دام بیندازد . اما، اگر شما توجه بینندگان را جلب نمودید  در ادامه داستان کار بسیار سختی برای حفظ توجه آنها در پیش رو دارید . اما اگر بازیگری یا محتوای داستان شما فوراً به نقطه اوج برسید و بدون درنگ به  کمترین نقطه تعلیق یا کشمکش برسید، برنامه شما ممکن است با بحران بیننده مواجه گردد.

بهترین شروع برای یک برنامه داشتن یک تصویر و یا صدای رشک برانگیز است که در آن بتوان اطلاعاتی را گنجاند که به واسطه این کار بتوان همراهی بیننده را تا پایان برنامه به دست آورد. بهترین پایان برای برنامه ها را باید پایانی دانست که بیننده حس خوب و مثبتی نسبت به آن برنامه(فیلم) داشته باشد.

برای این که بازخورد بینندگان را نسبت به کار خود بدانید، یک جلسه نمایش خصوصی با منتقدان و دوستان نزدیک خود ترتیب دهید.



موضوع مطلب : تدوین فیلم

ارسال شده در: ۱۳۸۸/۱٠/۸ :: ٢:٥۱ ‎ب.ظ :: توسط : رضا



موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
RSS Feed